مسبی
مروری بر مجسمه های باربارا هپفورت -Barbara Hepworth

مروری بر مجسمه های باربارا هپفورت -Barbara Hepworth

ثبت: 1393/11/11   ویرایش: 1393/11/12
بازديد: 972
نویسنده: sana19s

به بهانه ی بر پایی نمایشگاه بازبینانه ی باربارا هپفورت-مجسمه برای دنیای مدرن - - گالری تیت لندن-                        

-

در نمایشگاه بازبینانه ای که هدف آن تجلیل ازباربارا هپفورت  یکی از مجسمه سازان  شاخص و پراهمیت قرن بیستم اروپا می باشد قرار است مجموعه ای از کارهای  عکاسی وی از جمله خودنگاره ی او که با تکنینک لیتو گرافی کار شده است برای اولین بار  در گالری تیت بریتانیا نمایش داده شود.
گالری تیت برینتانیا جزئیات این  نمایشگاه را منتشر کرده است .این نمایشگاه بزرگترین و جامع ترین آن بعد از نمایشگاه بازبینانه ای باربارا هپفورت در   سال 1968 می باشد   در این نمایشگاه که قرار است از 24 ژوئن گشایش یابد و تا 25-م اکتبر ادامه یابد  بیش از هفتاد اثر معروف  وی که شامل کنده کاریهای انتزاعی   بر روی  برنز ،  مجموعه ای از کارهای   عکاسی وی که  با تکنیک لیتوگرافی کار شده اند و خود نگاره ی او در معرض دید عموم گذاشته خواهند شد. در  میان این  آثاربه نمایش گذاشته شده کلاژهای تجربی وی حاکی از اهمیت  دادن وی به هنر عکاسی  است چنانکه متصدی نمایشگاه آقای کریس هپفورد می گوید برخی از این کارها قبلا نمایش داده شده اند   ولی کمتر کسی به اهمیت آنها آگاه بوده است.این کلاژ های او  با بریدن عکسهای مجسمه هایش و چسباندن آنها بر روی عکسهای مناظر وساختمانهای مدرن شکل گرفته است.
باربارا هپفورت در در 10-م ژانویه ی 1903 در  خانواده ای از طبقه ی متوسط  در ویکفیلد انگلیس به دنیا آمد.او مجسمه سازی را در مدرسه ی هنری لیدز فرا گرفت. در سال  1921اوبا دریافت  بورسیه ی تحصیلی کانتی در رویال کالج تحصیل  کرد .در آنجا بود که با نقاشانی چون ریموند گاکسون،ادنا جینسی و مجسمه ساز معروف هنری مور آشنا شد.در سال 1924 در مسابقه ی گراند  پریکس رم پس ازجان سکیپینگ که موفق به دریافت جایزه ی نخست مسابقه شد مقام دوم را کسب کرد و آنان به اتفاق هم به فلورانس و ساینا سفر و درسال 1925در شهر فلورانس با هم ازدواج کردند.این ذوج  پس از سکونت در رم به خلق آثار هنری -حکاکی بر روی سنگ- پرداختند..آثار اولیه ی اوشبه واقع گرایانه بود ولی به تدریج او به سوی خلق مجسمه ای انتزاعی روی آورد. هپفورت و سکیپینگ  در سال  1926 به لندن بازگشتند و پس از چندی در   استودیویی در همپستد به فعالیت هنری خود ادامه دادند.هپفورت تا سال 1939 در همان استودیو باقی ماند و  کار کرد. او و از جمله ریچارد بدفورد ( مجسمه ساز و متصدی موزه ی ویکتوریا-آلبرت)و هنری مور مهره های اصلی  جنبش نوین هنری بودند  –(  حکاکی مستقیم).نمایشگاه موفقیت آمیز آنان در سال 1929 در گالریهای هنرهای زیبای لندن وگالریهای دیگر حاکی ازپذیرش این جنبش از سوی عموم بود.
در سال 1933 او و سکیپینگ از هم جدا شدند. هپفورد بعد از چهار سال با بن نیکلسن  (نقاش و حکاک که با شیوه ی آبستره کار می کرد) ازدواج نمود.
هپفورت همراه با بن نیکلسن به خلق  مجسمه های انتزاعی ادامه داد و در سالهای 1933-1932کارهای خود را به نمایش گذاشتند. شیوه انتزاعی  که اغلب  با حجمهای حفره دار متجلی می شد شاخص اصلی کار آنان شدو  همزمان به خلق آثاری همچون کلاژ،لیتوگرافی و آثار چاپی پرداختند.آنان همواره ارتباط خود را با گروه ها و گالریهای  پیشرو هنر جدید حفظ می نمودند و متناوبا از استودیوهای مدرن پاریس و هنرمندان معروفی چون پیت موندریان،برانکوزی، آرپ ،براک و پیکاسو دیدار می کردند .آنان به جنبش "آفرینش  آثار انتزاعی"  پیوستند و عضوفعال و اصلی گروه پل نش بودند. دیدگاهها و فعالیتهای این هنرمندان در کتاب هربرت رید که در سال 1934 چاپ شد عنوان شده است.در سال 1935 آنان تعداد  خلق آثار هنری خود را تقلیل دادند ولی از سویی  مسیر هنر ساختاری باروری را مهیا ساختند که توسط هنرمندان مهاجرکشورهای اروپای مستبد آنزمان (گروفیوس،موهولی نگی،بروور و گابو،) در حال شکل گیری بود .جمع بندی فعالیتهای این جنبش هنری در انتشارات سرکل-Circle در مقاله ی "بررسی بین المللی هنر ساختاری "به قلم نیکلسن ،گابو و لسلس مارتین و با طراحی هپفورت و سدی مارتین - Sadie Martin منتشر شده است.این جنبش آرمان گرایانه با شروع جنگ جهانی دوم راکد ماند وهپفورد و نیکلسن به جزیره ی سن ایو کرنوال نقل مکان کردند.شرایط محیطی و فضایی مکان اقامت آنان  هپفورت را مجبور کرد تا آثارخود را در اندازه ای کوچکتر خلق کند تا زمانی که او توانست در سال 1942به چی-ان - کربس Chi-an-Chris نقل مکان کند و استودیویی برای خود دایر نماید و اولین نمایشگاه خود را  در "تمپل نیو سم" لیدز در سال 1943 بر  پا نماید. . درسال 1949 ویلیام گیبسن رساله ای   با عنوان- "باربارا هپفورد –مجسمه ساز " در مورد آثار و دیدگاههای او تهیه کرد.
هپفورت جز هنرمندان فعال سن آیو بود او وبن  نیکلسن،،پیتر لنین ودیگران جز ء موسسان جامعه ی هنرمندان پنو یت( Penwith )بودند و همچنین سعی داشتند توجه بین المللی را به نمایشگاهای گروهی جلب نمایند.هر چند نقش هپفورد در بینال ونیز  سال 1950 به دلیل شرکت هنری مور زیر سایه ی ابهام رفت .ولی دو نمایشگاههای باربینانه  وی    در ویکویلد در  سال 1950 و وایت چپل  White Chapel لندن در 1956  وهمچنین  رساله ی هربرت ریدز در مورد او در سال 1952 نقش و اهمیت فعالیتهای وی را به عنوان مجسمه ساز در دوران بعد  از جنگ تثبیت نمود.در سال 1949 او استودیوی تروین در سن آیو  را خرید .
زیستن او در محیط  مناظر کورنوالی در انتخاب  و شکل دادن فرمها ی آثارش بسیار  تاثیر گذار بوده است.
.در سال 1954 هپفورد به یونان سفر کرد.
هپفورت به خصوص در جامعه ی مدرن هنری بعد از جنگ جهانی شهرت جهانی یافت ... از سویی با  دیدی وسیعتر ارتباط او را می توان منتسب به  فضای آرمان گرایانه ی بازسازی اجتماعی و فیزیکی قبل از جنگ جهانی نیز دانست ..دو اثر او برای جشنواره ی بریتانیا در سال 1951 در ساتبنک گویای این طرز تفکر اوست.
سفارشات  عمومی و تقاظاهای بیشتر برای آثارش او را بر آن داشت که دستیارانی برای خود استخدام نماید و نمونه های آثار برنزی را تولید نماید.
شهرت بین المللی او در سال 1959 با دریافت جایزه  ی بزرک سن پائولو تثبیت گردید و همچنین کسب مقامهای افتخاری در سالهای1958 و 1965  و همچنین نمایشگاه دوم او در وایت چپل 1962وتورهای    اروپا در سال 1965 شهرت بین المللی او را هر چه بیشتر نمود.
هپفورت در بین سالهای 1962-58 به عنوان امانت دار گالری تیت خدمت نمود او شش اثر خود را در سال 1969 و به دنبال آن نه اثر دیگر خود را در سال 1969 به گالری اهدا نمود.در سال 1969 به پاس خدمات ارزنده اش در سن آیو مقام افتخاری آزادی درسن آیو ر  دریافت نمود.
او در بیستم مه سال 1975 در خانه اش در سن ایو در گذشت و در همان سال خانه ی او به عنوان موزه ی آثارش تعیین گردید و  در سال 1980 تحت نظلرت گالری تیت در آمد .
جامعه ی هنری و علمی همواره توجه خود را به او به عنوان معدود هنرمند زنی که چنبن شهرت جهانی را کسب نمود  معطوف داشته است .
 هپفورت در مورد آثارش گفته است:
آثار من تقلید گذشته و آینده ی من است.
-وقتی بر  روی سنگ فرمها و اشکال  انتزاعی خلق می کنم احساسی خوشایندی دارم و متفاوت است  در مقایسه با احساس  خلق اشکال واقع گرایانه ..
-در هیچ نقطه ای دوست ندارم بامردان در ستیز باشم..این در ذهنیتم نمی گنجد.هنر ناشناخته است وهدف آن رقابت با مردان نیست بلکه  همکاری مکمل است.
-به ندرت چیزی را که می بینم می کشم بلکه آنچه را که احساس می کنم..---
-باید به ساختمان بندی و جنسیت  آنچه را  که لمس می کنید  حساس باشید وعمکرد خود را خود را وقف جزییات کوچک  نمایید..شاید بررسی سطح یاجزئی از آن و باید به کل آن آگاه شد...
-
یک مجسمه ساز حکاکی می کند چراکه باید بکند.او نیاز به فرم خاصی از سنگ یا چوب برای بیان تصور و تجربیات خود دارد و زمانی که نصور شکل می گیرد ماده ناگاه پیدا می شود. من همیشه حکاکی مستقیم راترجیح داده ام به مدل سازی .. چراکه مقاومت سطوح سخت در زمان حکاکی را دوست دارم..من وقتی به این صورت کار می کنم شادتر م ..حکاکی بیشتر وابسته است به جمع بندی یک نظر یا تصور تا تجارب بصری..نظریه ی حکاکی باید قبل از شروع کار به روشنی شکل گیرد و در طی کار درازمدت پایدار بماند.همچنین هزاران نوع زیبای چوب و سنگ موجود است وایده  باید با کیفیت و ویژگی هر کدام از  آنها هماهنگ باشد..این هماهنگی با مستقیمترین روش حکاکی و با توجه به طبیعت  آن ماده ظاهر می شود..(1932 استودیوی لندن)

-حکاکی ارتباط متقابل احجامیست که احساسی را بیان می کنند ..ارتباط عالی بین ذهن ، رنگ، نور و وزن سنگی که با دستی که آنرا احساس می کند شکل می گیرد..آن باید در نهایت ماهیت خود مجسمه ای باشد که به نوعی دیگر شکل نمی گرفت. چیزی در اندازه ی واقعی ولی رشد یافته..چیزی ساکن که در درون خود حرکت دارد..بسیار ساکت  ولی دارای شور و سرزندگی...(بر گرفته از دیدگاههای او در مورد جنبش هنر مدرن.گرداوری شده توسط هربرت رید 1934 –لندن)

-نمی خواهم اسب سنگی را درست کنم که سعی دارد هوا را اسشمام کند ولی نمی تواند .چقدر زیبا است بینی حساس اسب، گوشهای جنبان سگ و چشمان عمیق او ولی برای من اینها فرمهای سنگی نیستند و عشق به آنها و احساساتم را با فرمهای انتزاعی بهتر بیان می کنم.نمی خواهم ماشینی تولید کنم که وظیفه ی اصلی خود را نمی تواند انجام دهد  بلکه ارتباط درست حجمها را می خواهم نشان دهم.چیز زنده ای در سنگ تا آگاهی و اندیشه ی من از این چیزها را بیان کند.در تفکر طبیعت ما دایما نو می شویم احساسات رمز آمیز وتخیلات ما زنده نگاه داشته می شود و به درستی درک می شود و به ما این قدرت را می دهد که به واسطه ی یک ماده برخی دیدگاههای زیبایی را یا شیوه ای انتزاعی بیان کنیم..

 کریس استفان متصدی  نمایشگاه اخیر باربارا هپفورت در تیت لندن می گوید وقتی با دید وسیعتری به آثار او نگاه می کنیم در می یابیم نقش او بسیارمهم بوده است  هر چند گاهی نقش او در مقایسه ی با هنری مور تضعیف می گردد  ولی این مقایسه ای  اشتباه است چراکه ایندو هنرمندان متفاوتی بوده اندو  آثار هپفورت پالایش یافته تر  و انتزاعی تر است .
هپفورت یکی ازموفقترین مجسمه سازان جهان است و هنرش هنوزهم  در مکانهای  مهم قابل رویت است. اثر"  تک فرمی " او در مقابل ساختمان ملل نیویورک هنوز پا بر جا است.
کرتیس فنلوپ مدیر تیت همچنین می گوید هدف ما از بر پایی این نمایشگاه این است که به اهمیت بین المللی او تاکید بیشتری داشته باشیم
نمایشگاه باربیانه ی هپفور ت بعد ازبر پایی در  تیت لندن در موزه ی کرولر –مولر ندرلند  جاییکه نمایشگاه بازبینانه ی آثارش در سال 1965 بر گزار گردید و سپس  در موزه ی آرپ آلمان  بین ماههای مه و اگوست برگزار خواهد شد....

نویسنده :شاکه ساروخانیان

منابع

http://barbarahepworth.org.uk/texts/

http://www.independent.co.uk/arts-entertainment/art/news/tate-britain-to-host-first-major-exhibition-of-barbara-hepworth-9990458.html

lhttp://www.brainyquote.com/quotes/authors/b/barbara_hepworth.htm

l
http://en.wikipedia.org/wiki/Barbara_Hepworth



منبع: http://en.wikipedia.org/wiki/Barbara_Hepworth

امتیاز دهی به مقاله




مروری بر مجسمه های باربارا هپفورت -Barbara Hepworth
مروری بر مجسمه های باربارا هپفورت -Barbara Hepworth
نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره مروری بر مجسمه های باربارا هپفورت -Barbara Hepworth نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: Barbara Hepworth باربارا هپفورت ، مجسمه ، مجسمه ساز ، هنر مدرن ، حکاکی ، حکاکی مستتقیم ، کرنوال
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری