مسبی
زندگی یك زوج با مهریه ای عجیب!

زندگی یك زوج با مهریه ای عجیب!

ثبت: 1391/12/4   ویرایش: 1391/12/4
بازديد: 1,108

ملت ایران: آرام مثل یك نهر، پرخروش مثل مشتی برف كه از بالای كوه قل می‌خورد و هری می‌ریزد، منحصر به فرد مثل یك دانه درشت الماس، مهربان و گرم مثل تلالو صبحگاهی آفتاب، راستگو مثل آیینه و صمیمی مثل یك رفیق گرمابه و گلستان.

اینها پشت هراس ایستاده‌اند، دورتر از دودلی، آن سوی چشم و همچشمی، با مهریه‌ای بی‌مانند. فاطمه نورعلیان و رضا محمدعلی‌نژاد به باورهای غلط اجتماع پوزخند زده‌اند.در ادامه گفتگوی جالب روزنامه جام جم با این زوج خوشبخت را می خوانید:

می دانم شما یك سال از همسرتان بزرگ‌تر هستید. بیایید از همین اختلاف سن شروع كنیم. آیا این مساله برایتان مشكل ایجاد نكرده است؟

فاطمه: روز اولی كه من رضا را دیدم طرز رفتار و برخوردش اصلا نشان نمی‌داد از من كوچك‌تر است، برای همین با اطمینان می‌گویم جایی كه رفتار و منش بزرگ باشد سن اهمیت ندارد.

رضا: این اختلاف سن به هیچ وجه مانع خوشبختی ما نیست.

شما قبل از ازدواج با هم همكار بودید؟

رضا:من در یك شركت داروسازی كار می‌كنم كه همسرم پیش از من در آنجا مشغول به كار بود. آن زمان من راهنمای تور بودم و این شركت داروسازی برای كاركنانش یك تور تدارك دیده بود. ما در این سفر با هم آشنا شدیم و من از طریق یكی از دوستانم خواستم یك جلسه آشنایی برای ما بگذارد و یك هفته نگذشت كه قرار شد كار به خانواده‌ها بكشد.

وقتی ما با هم آشنا شدیم، دیدیم از نظر باورها، خواسته‌ها و آرزوها بخصوص از بابت نگاه مهریه، شباهت زیادی به هم داریم و همین مساله باعث شد تصمیم بگیریم خیلی زود با هم ازدواج كنیم.

شما می‌گویید دید خاصی نسبت به ازدواج داشتید. این دید را برای ما توضیح می‌دهید؟

رضا: آن زمان كه با هم آشنا می‌شدیم به فاطمه گفتم من اعتقادی به جهیزیه ندارم، چون دوست دارم هر وسیله‌ای كه در خانه‌مان وجود دارد به سلیقه خودم و همسرم باشد. همین طور گفتم مهریه درست است كه هدیه مرد به زن است اما من باید توان پرداختش را داشته باشم كه فاطمه هم با نظر من كاملا موافق بود.

البته ابتدا نظر خانواده‌ها با ما یكی نبود برای همین دو سال طول كشید تا توانستیم زندگی‌مان را آن طور كه دوست داریم تشكیل دهیم و به خانواده‌هایمان ثابت كنیم اگر می‌گوییم مراسم عروسی نمی‌خواهیم یا اعتقادی به مهریه نداریم از روی پختگی است.

فاطمه: بار اول كه با رضا صحبت كردم، او گفت من به مهریه اعتقادی ندارم، اما دوست دارم از طرف خودم یك هدیه به تو بدهم. هدیه رضا به من هفت بار فتح قله دماوند بود. او از من خواست علاوه بر این هدیه هر چیزی كه خودم دلم می‌خواهد هم به عنوان مهریه در نظر بگیرم.

قشنگی موضوع از همین جا برایم شروع شد، چون دیدم رضا آدمی نیست كه بخواهد از این ماجراها سوءاستفاده كند بلكه برعكس این موضوع را خیلی زیبا بیان كرد و همه گفته‌هایش با باورهای من همخوانی داشت.

من همیشه خجالت می‌كشیدم از این‌كه می‌دیدم در جلسات خواستگاری بر سر مهریه بحث می‌شود چون از نگاه من تعیین مهریه به شكل امروزی و چانه زدن بر سر آن بیشتر شبیه خرید و فروش است.

برای همین وقتی رضا را دیدم كه مثل من فكر می‌كند، فهمیدم ما می‌توانیم به سبك خودمان زندگی كنیم. البته ما سختی‌های زیادی كشیدیم و پدر و مادرهایمان مخالفت‌های زیادی كردند، اما بعد از دو سال بالاخره توانستیم آن طور كه می‌پسندیم ازدواج كنیم.

علت مخالفت پدر و مادرتان چه بود؟

فاطمه: پدر و مادر دخترها همیشه به مهریه به چشم یك پشتیبان مالی نگاه می‌كنند و می‌گویند روزی كه ما نباشیم این پول می‌تواند حامی خوبی باشد، اما من باور دارم اگر روزی نیازی به پشتیبانی داشته باشم هیچ كس بهتر از خودم نمی‌تواند كمكم كند.

من اگر روزی در زندگی مشتركم به مشكل برخورد كنم هیچ وقت از رضا پولی طلب نمی‌كنم چون میان ما هیچ بده بستانی وجود نداشته و از روز اول، زندگی‌مان را به صورت مساوی شروع كرده‌ایم و جلو آمده‌ایم. رضا هم همین وضع را دارد چون او هم نمی‌تواند چیزی از من بخواهد چون ما دوشادوش هم حركت كرده‌ایم و تا اینجا رسیده‌ایم.

دیدگاه جالبی است.

فاطمه: بله و كاملا منحصر به خودم.

شما چه ویژگی در همسرتان دیدید كه مجذوب او شدید، منظورم كشش در اولین نگاه است؟

رضا:به نظرم همانی كه می‌گویند انرژی آدم‌هاست. در جمعی كه آن روز نخستین دیدار ما شكل گرفت انرژی فاطمه واقعا من را گرفت. هیچ كدام از دوستان من تصور نمی‌كردند من یك روز ازدواج كنم، چون من همیشه در گشت و گذار بودم، اما آن روز من آدمی را كه همیشه در نظر داشتم پیدا كردم و وقتی بیشتر با او آشنا شدم دیدم اشتباه نكرده‌ام.
ادامه مطلب را از منبع آن بخوانيد...آ


منبع: http://www.melateiran.com/newsstudios/view/39039

امتیاز دهی به مقاله




نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره زندگی یك زوج با مهریه ای عجیب! نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: ملت ايران ، مهريه ، فاطمه نورعليان ، رضا محمدعلي نژاد ، باورهاي غلط اجتماع ، اختلاف سن ، خوشبختي ، ازدواج ، آشنايي ، مخالفت ، خواستگاري
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری