مسبی
نقاشیهای سوزان روتنبرگ 1-Susan_Rothenberg

نقاشیهای سوزان روتنبرگ 1-Susan_Rothenberg

ثبت: 1391/11/30   ویرایش: 1391/11/30
بازديد: 1,410
نویسنده: sana19s

سوزان روتنبرگ در سال 1945 در شهر بوفالو-نیویورک بدنیا آمد.اومدرک کارشناسی هنرهای زیبای خود را از دانشگاه کورنل دریافت کرد.کارهای اولیه او نقاشیهای اسبهایی هستند که با شیوه ی فیگوراتیو کار شده اند. این آثار او بسیار بزرگ بوده و او از رنگهای اکریلیک برای رنگ آمیزی استفاده کرده است .در سال 1970 هنگامی که تئوریها واصول زیبایی شناسی جنبش مینیملایستی فضای نیویورک را اشباع کرده بود آثار او چنان درخششی از خود نشان داد که برای او شهرتی جهانی به ارمغان آورده و نام او را به عنوان یکی از نوگراترین و مستقل ترین نقاشان دوره خود به ثبت رساند.
تصاویر اسب نمادینی که نمودی حجاری شده داشتند با اندازه ی طبیعی خود با وجود کیفیت انتزاعی مانند، نقاشیهای فیگوراتیوی بودند که در حد نهایت خود ساده شده و ماهیت اسب را می نمایاندند .او در کنار تصاویر اسبها در کارهای دیگر خود اجزای بدن انسان را نیز بصورت جزء به جزء(سر ،چشم، دست و ......) کشیده است مانند سمبلهایی که یادآور نقاشیهای بدوی می باشند و همانند دیگر کارهای او کاوشیست در جهت درک و نمایاندن معنی و ماهییت هنر.
روتنبرگ بعد از اتمام دوره ی کالج در سن 25 سالگی دچار افسردگی می شود و تصمیم می گیرد از دنیای هنر دور شود او در مصاحبه ای که با مجله ی- آرت 21 -داشته است داستان بازگشت مجددش به دنیای نقاشی را در اثر وقوع اتفاقاتی می داند که آن را معجزه می نامد.
روتنبرگ می گوید در این دوران او تصمیم می گیرد به تنهایی سفر کند او مدتی را درکشورهای اروپایی از جمله یونان می گذراند و بعد از بازگشت به خانه ی پدری خود دوباره بار سفر می بندد و این بار تصمیم می گیرد که به شهر نواسکاتیا در کانادا رفته و در آنجا مدرسه ای را بیابد و به تدریس زبان مشغول شود .ترن او درشهر هالیفاکس توقفی شبانه می کند او قبل از سوار شدن به ترن بعدی از فرصت استفاده کرده و در مسیر دانشگاه مک گیل شروع به قدم زدن می کند و در همانجا با خواننده مشهور زنی هم صحبت می شود که او را دعوت به صرف شام در خانه اش می کند .هنگامی که برای سوار شدن مجدد قطار راهی ایستگاه می شود ناگهان تصمیم می گیرد تغییر مسیر داده و بلیط خود را برای شهر مانهاهاتان عوض کند ولی قطار را مملو از جمعیت زیادی می بیند ، چمدانهای خود را در کمد های ایستگاه -گراند سنترال - گذاشته و می گوید در حال قدم زدن در خیابان 14 بودم صدای مردی را شنیدم که اسمم را صدا زد بر گشتم و فهمیدم که آن پسر دوست دوران کالج من بوده است به او گفتم من تازه اینجا رسیدم ، کسی را نمی شناسم ونمی دانم برای چه اینجا هستم . اوکلید آپارتمان نیویورکش را به من داد وبخوبی می دانست که دیگر دوستان کورنلی من کجا زندگی می کنند .این مانند یک معجزه بود من سه سال در همان شهر و در اتاقی زیر شیروانی زیستم و در آنجا مجددا نقاشی کردم و با هنرمندانی چون ریچارد سرا،کیت سونیر و موسیقیدانانی آشنا شدم .گویا این اتفاق می خواست به من بگوید که تو به هالفاکس نخواهی رفت ،تو به نیویورک می روی در آنجا کسانی از تو مراقبت خواهند کرد ومسیر خود را خواهی یافت . در همین دوران بود که نقاشیهای اسب او شکل گرفتند و در سال 1975 در اولین نمایشگاه انفرادی اودر گالری گرین استریت 112- Green street Gallery-در معرض دید عموم قرار گرفتند.
این نقاشیها با وارد کردن تصویر در سطوح انتزاعی و در عین حال با فرمهای فیگوراتیو بسیار ساده شده با حساسیت و نوآوری جدیدی در دنیای انتزاعی مینیمالیستی تحولی ایجاد کردند.
روتنبرگ می گوید-فکر می کنم من شهرت خود را برای کشیدن اسبها به این دلیل کسب کردم که آنها برای نقاشی قابل قبول بودند و هیچ وقت یک موضوع قدیمی محسوب نمی شوند و به نحوی به عنوان موضوع نقاشی پذیرفته شده هستند .
در سال 1979 به او کمک هزینه ی دولتی برای فعالیتهای هنری اعطا گردید .
در سال 1989 او با بروک نومن( Bruce Nauman) مجسمه سازو هنرمند رسانه های مدرن و مختلف ازدواج کرد.
نقاشیهای او از سال1990 انعکاسات نقل مکان او به نیو مکزیکو می باشند.در کارهای این دوران او از رنگ روغن در کارهایش استفاده کرد. علاقه او به کشیدن خاطرات و تجارب زندگیش مانند حادثه ی افتادن از یک اسب یا راه بردن سگ وبازی دومینو آثار این دوران او را شکل می دهند این صحنه ها که از خاطرات زندگی روزمره او برگزیده شدند چه نشان دهنده ی واقعه ی ناگواری باشند و چه تجلی لحظه های خاطره بر انگیز با لایه های ضخیم رنگی و ضربه قلم موهای مضطرب وی جا ن می گیرند.از مشخصه های کارهای این دوران وی پرسپکتیوهای شیبدار است با نقطه ی دید بالاتر از زمین. این صحنه های کشیده شده در نیو مکزیکو نوعی حس و فضای ترسناکی را از نقطه نظر روانشناسی در بیننده القا می کند. .
روتنبرگ نگا ه خاص خودرا دارد و با همین بینش به بازآفرینی محیط خود می پردازد با نمایشی تئاتر گونه ومتحرک وبا درک تواناییهای حسی محیطی خود و آنهم با نمایش ساده ترین و در عین حال ضروری ترین اجزاءبا شیوه ی مختص به خود کار خود را به اثری زنده تبدیل می کند.برای او نقاشی همانند زندگی کردن است. میز استودیویش، آویزها،بومها و کاغذهای اتاقش و در کنار اینها تمایلات، آرزوها واحساست پر انرژی وی که صادقانه بر روی سطح بوم جان می گیرند.اوحتی در مورد چگونگی نمایش انرژیهای نهفته در فضاهای بین اجزاء هم تدابیری می اندیشد.
روتنبرگ در مورد کار استودیوی قرمز(2003) خود می گوید:
استودیدی قرمز ماتیس...من تا حالا فضای اینچنینی را کار نکرده بودم و به همین دلیل به خود گفتم آنرا امتحان خواهم کرد .
از این نقاشی کلی لذت بردم و به همین دلیل دومین نقاشی با این موضوع را نیز کشیدم و برای کار سوم هم ایده ای در ذهن دارم.در استفاده ی بیش از 15 قرمز در این کار بسیار راضی هستم و فکر می کنم نمایش خنده ه داری است و حس استودیوی من را القا می کند و فکر می کنم نقاشی دوم حس جایی را که مکان نقاشی است نشان می دهد ....


منبع: http://en.wikipedia.org/wiki/Susan_Rothenberg

امتیاز دهی به مقاله




نقاشیهای سوزان روتنبرگ 1-Susan_Rothenberg
نقاشیهای سوزان روتنبرگ 1-Susan_Rothenberg
نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره نقاشیهای سوزان روتنبرگ 1-Susan_Rothenberg نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: سوزان روتنبرگ ، نقاشی ، هنر ، اسب
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری