مسبی
تاثير رنگها در زندگي و هنر

تاثير رنگها در زندگي و هنر

ثبت: 1391/11/23   ویرایش: 1391/11/23
بازديد: 1,845
نویسنده: sana19s

آيا در اتاقي که ديوارهاي آن با رنگ زرد پوشيده باشد احساس بي تابي مي کنيد و يا بر عکس در اتاق ديگري که ديوارهاي آن آبي است احساس راحتي و آرامش داريد؟هنرمندان و طراحان دکوراسيو ن داخلي از مدتها قبل بخوبي آگاه بوده اند که رنگها مي توانند بر روحيات و خلق و خوي و احساسات ما تاثير بگذارند.
احساسات ما در مورد رنگها مي تواند عميقا شخصي باشد و ريشه در تجارب زندگي و فرهنگي داشته باشد که در آن رشد يافته ايم.به عنوان مثال همچنانکه رنگ سفيد در برخي فرهنگها نشانه اي از صداقت و پاکي است در بعضي کشورهاي ديگر نماد غم و اندوه مي باشد.
رنگها همواره جزء پيوند يافته با محيط زندگي ما هستند و بر ذهن و جسم ما تاثير مي گذارند.
رنگ چيست و چرا بر ذهن و روح ما چنين تاثير عميقي مي گذارد؟
در سال 1666 نيوتن با آزمايشات خود کشف کرد که وقتي نور سفيد از منشور عبور مي کند به رنگهاي درون خود تجزيه مي شود.او منشوري ساخت و از پنجره ي خود طيف زيباي 22 فوتي بر روي ديوار روبرو ايجاد کرد و براي آنکه ثابت کند که منشور باعث رنگي شدن طيف نشده رنگها را دوباره ترکبب نمود.نيوتن همچنين دريافت که هر رنگي طول موج خاص خود را دارد و نمي تواند به رنگ ديگري تجزيه شود.بسياري از تحقيقات ديگر نشان دادند که اين نورهاي رنگي تجزيه شده مي توانند با هم ترکيب يافته و رنگ ديگري توليد کنند .به عنوان مثال چنانچه نور قرمز با نور زرد ترکيب شود نور نارنجي توليد مي شود و يا اگر نور زرد با نور بنفش ترکيب شود همديگر را خنثي خواهند کرد .
چنانچه شما تا به حال قلم بدست گرفته و نقاشي کرده باشيد عملا و به خوبي مي دانيد که رنگهاي خاص هنگامي که با هم مي آميزند رنگ ديگري ايجاد مي شود.
هنرمندان يزودي محو نمايش واضح نيوتن شدند که نور را مسئول نمايش رنگ دانسته بودو اما مهمترين ايده ي او براي هنرمندان ترتيب مفهومي رنگي در اطرف محيط يک دايره بود که در آن رنگهاي اوليه درمقابل رنگهاي مکمل خود قرار مي گرفتند.
در سال 1810 ولفگانگ ون گوته شاعرو دانشمند آلماني تئوري رنگي خود را به گونه اي متفاوت مطرح نمود در حاليکه نظريه ي رنگي نيوتن کاملا بر شواهد و تجارب فيزيکي بنا شده بود گوته نظريه ادارک رنگي از جانب ذهن را مطرح نمود.گوته عنوان کرد که حس رنگي که به مغز منتقل مي شود با نحوه ي ادراک ذهني ما شکل مي گيرد بنابرين بر طبق نظريه ء او آنچه از شيء مي بينيم به سه چيز وابسطه است :شيئ،نور و ادراک
گوته سعي داشت قوانيني را در مورد هماهنگي رنگي اينکه چگونه رنگها بر ما تاثير مي گذارند و به طور کلي در مورد پديده هاي ذهني بصري استنتاج نمايد او جستجوها و تحقيقاتي در مورد عکسها،سايه هاي رنگي و رنگهاي مکمل انجام داد و نظريه اي را ارائه نمود که مي توان آنرا پيشبيني نظريه ي هرينگ در مورد رنگهاي مکمل دانست که تا امروز مورد استفاده ي نقاشان معاصر مي باشد.مهم تر از همه گوته معتقد بود که حس رنگهاي مکمل ريشه ي فيزيکي ندارد وبه عملکرد تاثير نور بر چشم ارتباطي ندارد بلکه به ادراکات ما وعملکرد سيستم بصري مرتبط مي باشد.
تاثيرت روانشناختي رنگها
در حالي که نحوه ي درک رنگها مي تواند شخصي باشد ولي برخي خواص رنگي جنبه ي همگاني دارد.به طوري که مي توان گفت رنگهاي بخش قرمز چرخه ي رنگي به رنگهاي گرم معروف هستند و شامل رنگ قرمز ،نارنجي و زرد مي باشند.اين رنگها احساساتي همچون گرمي ،راحتي،عصبانيت يا خصومت را بر مي انگيزانند .
رنگهاي بخش آبي چرخه ي رنگي به رنگهاي سرد معروف هستند و رنگهاي آبي ،بنفش و سبز را شامل مي شوند و به رنگهاي آرام شهرت دارند ولي مي توانند احساساتي مانند غمگيني و بي تفاوتي را با خود همراه آورند.
اما رنگ سفيد معمولا به عنوان رنگ صداقت،خلوص و پاکي مطرح مي شود و مي تواند حس فضايي يا روشن نمودن فضا را القا کند.
رنگ سياه مي تواند حس کمال گرايي،تشريفاتي بودن ، غم يا عزاداري را القا کند .در مصر قديم رنگ سياه نماد زندگي و باز زايش بود
در بسياري از فرهنگهاي کهن مانند مصر و چين از تاثيرات رواني رنگهاي براي درمان جسم و روح استفاده مي شد
رنگها از ديدگاه نقاشان
لئوناردو داوينچي نقاش دوره ي رنسنانس مي گويد-تمام دنيايي که ما بصورت بصري تجربه مي کنيم در يک قلمرو عرفاني رنگهابر ما ظاهر مي شود.
ونسان ونگوگ -1888-مي گويد
-در حالي که سعي مي کنم هر آنچه که در مقابل خود مي بينينم را باز آفريني کنم ولي رنگ را خود انگيخته تر بکار مي برم تا خودم را بهتر بيان کنم .....تا بيان کنم عشق دو معشوق را با يگانگي دو رنگ مکمل ..تا بيان کنم تفکر يک ابرو را با درخشندگي يک رنگ روشن در پسزمينه اي تاريک .تا اميد را با ستارگان نشان دهم.تا شور و احساسات تند انساني را با درخشش آفتاب در حال غروب ترسيم کنم-
ماتيس در سال 1945 گفته است:
-رنگها کمک مي کنند تا درخشش و نور را نشان دهم.نه پديده ي فيزيکي آنرا بلکه تنها نوري که واقعي است در ذهن انسان است-
چسترتو ن شاعر و نويسنده ي انگليسي قرن 19-در مورد رنگ سفيد مي گويد
سفيد غيبت رنگها نيست ،بلکه چيزي مثبت و درخشان است،قوي مانند قرمز و با اعتماد مانند سياه...خداوند با با رنگهاي زيادي رنگ آميزي کرده است ولي او هرگز با شکوه تر و من مي گويم خدايي تر از سفيد رنگ اميزي نکرده است
پيکاسو در سال 1966 گفته است
-آنها هر نوع رنگ سبز را مي فروشند سبز ورونز،سبز امرالد،سبز کادميم يا ..... ولي اين سبز خاص را هرگز.





منابع
http://psychology.about.com/od/sensationandperception/a/colorpsych.htm
http://www.russianpaintings.net/doc.vphp?id=763








،









منبع: http://psychology.about.com/od/sensationandperception/a/colorpsych.htm

امتیاز دهی به مقاله




تاثير رنگها در زندگي و هنر
تاثير رنگها در زندگي و هنر
نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره تاثير رنگها در زندگي و هنر نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: رنگ ، هنر ، روانشناختي ، تاثير رنگها
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری