مسبی
10 خطاي رايج شناختي که زندگي را تلخ مي‌کند

10 خطاي رايج شناختي که زندگي را تلخ مي‌کند

ثبت: 1391/11/15   ویرایش: 1391/11/16
بازديد: 1,548
نویسنده: Paradisboy

چه کسي مي تواند انتظار داشته باشد درخت سيب بار گلابي بدهد ؟ فکرهاي اشتباه به رفتارهاي معقول و منطقي منجر نمي شود، مسلما از اين نوع فکرها، رفتارهاي غلط متولد مي شود؛ از رفتارهاي غلط، عادت هاي ناپسند پديد مي آيد، اين عادت ها، تکه هاي پازلي است که شخصيت شما را مي سازد و همين شخصيت، شيوه بر خودتان با مسائل و پديده ها را شکل مي دهد و آنگاه سرنوشت تان را رقم مي زند، همان که خيلي ها به آن مي گويند« پيشاني نوشت » و منظورشان اين است که هرچه بر سرشان بيايد روزگار پيش تر روي پيشاني شان نوشته است و آنها اختياري در تغيير تقديرشان ندارند .
حالا يک بار ديگر اين چرخه را مرور کنيد. شما هم موافقيد اگر مي شد فکرهايمان را تغيير بدهيم، مي توانستيم سرنوشتمان را دگرگون کنيم ؟
تا به حال درباره « خطاهاي شناختي » چيزي شنيده ايد ؟
اينها همان خطاهايي هستند که بيشتر ما هرروز تکرارشان مي کنيم و اگر بتوانيم بموقع آنها را تشخيص بدهيم مهارشان کنيم، احساس بهتري نسبت به زندگي خواهيم داشت و بويژه از ناهنجاري هاي رواني مانند افسردگي و اضطراب دور مي شويم.
براي آن که بدانيم خطاهاي شناختي يعني چه، ابتدا بايد درباره علوم شناختي اطلاعاتي داشته باشيد.
علوم شناختي يعني علومي که در آنها به مطالعه علمي ذهن پرداخته مي شود. از اين توضيح کوتاه مي توانيد نتيجه بگيريد حوزه علوم شناختي تا چه حد متنوع است و از مطالعه توانايي هاي ذهن در به خاطر سپردن مطالب يا تجزيه و تحليل مساله اي تا قدرت انسان ها در يادگيري و بروز حس هاي مختلف را دربر مي گيرد .
خطاهاي شناختي يا مجموعه تفکرات غير منطقي که ما اينجا درباره شان براي شما توضيح مي دهيم مجموعه اي است که آلبرت اليس، روان درمانگر آمريکايي آنها را در پژوهشي گردآوري کرده است. اما ما به سرفصل هاي او، توضيحات و مثال هايي براي قابل درک شدن شان اضافه مي کنيم .
پيشنهاد ما اين است که پس از شناسايي اين خطاها، آنها را روي کاغذي بنويسيد و به جايي از خانه- که معمولا بيشتر آن را مي بينيد- بچسبانيد تا گاهي رفتارهاي روزمره تان را مرور کنيد و خطاهاي شناختي تان را که بزک کرده و ظاهري معقول به خود گرفته است، تشخيص بدهيم .
خطاهاي اول: خاکستري ندارند اين مردم !
اين آدم ها به خاکستري اعتقاد ندارند! همه چيز در دنياي آنها يا سياه است يا سپيد. آنها به کمال مطلق در هر پديده اي اعتقاد دارند؛ يعني مي گويند يا چيزي بايد مطلقا کامل و موفق باشد يا شکست خورده و بي ارزش است. به اين خطاي شناختي مي گويند « تفکر دوقطبي » يا « تفکر هيچ يا همه چيز.»
افراد معتقد به آن، همان کساني هستند که مي گويند « يا پورشه مي خرم يا تا آخر عمرم هيچ ماشيني نمي گيرم !» يا « يا با يک دختر دکتر ازدواج مي کنم يا تا آخر عمرم مي مانم کنج خانه »، همان هايي که وقتي کسي به نظرشان خوب است او را يک قديس تمام عيار مي بينند در رداي انسان و همين که اولين اشکال را در رفتارش ديدند به خيال شان، خود ابليس مي شود که دم و شاخ هايش را پنهان کرده است.
خطاي دوم: آن مقواي چسبيده به پيشاني ات چيست ؟
اگر آن حس سياه و سپيد بين پديده ها شديدتر شود به جايي مي رسيم که آن سياهي ها، بي اندازه سياه و آن سپيدي ها، بي حد و مرز سپيد مي شود، در اين حالت ما دچار « خطاي برچسب زني » مي شويم؛ يعني يک ويژگي منفي را اغراق مي کنيم و آن را به شکل يک برچسب مي چسبانيم روي پيشاني خودمان يا بقيه .
نمونه هاي اين رفتار در زندگي روزمره همه ما زياد پيدا مي شود مثلا نتيجه مي گيريم همه تهراني ها کلک مي زنند!
چون يک تهراني به ما کلک زده است يا مي گوييم ايراني جماعت، فرهنگ رانندگي کردن ندارد، چون يک نفر از ما سبقت غير مجاز گرفته است يا غر مي زنيم همه مردها غير قابل اعتماد هستند، چون يک مرد به ما خيانت کرده است يا مي گوييم زشت هستيم چون يکي دو نفر قيافه مان را نپسنديده اند يا انتقاد کرده اند .
خطاي سوم: کي گفت تو قاضي هستي ؟
خودروي اولي محکم به دومي مي کوبد. خودروي عقبي زير لب با خودش مي گويد «تقسير من بود. حالا چه کار کنم؟» راننده خودروي جلويي از آينه، راننده عقب را مي بيند که لب هايش باز و بسته شده است. سرخ مي شود، آتش مي گيرد مي گويد «نه تنها از پشت سر کوبيده به ماشينم! فحش هم مي دهد!» قفل فرمان را از زير صندلي بيرون مي کشد و مي رود طرف او.
در داستان ديگري، قرار است زوجي با هم به سينما بروند. مرد ديرتر از زماني که قول داده با سگرمه هايي که گره خورده به خانه مي رسد چون وقت آمدن، پيرمردي را ديده که ناگهان افتاده گوشه خيابان و پيش از آن که بتواند به اورژانس زنگ بزند پيرمرد جلوي چشم هايش جان داده است .
زن وقتي شوهرش را با آن قيافه درهم مي بيند، از ذهنش مي گذرد «قيافه گرفته که خرج سينما نکند ...» اين فکر، شعله آتشي است در انبار کاه. زن منفجر مي شود و تند و بي رحم از مرد انتقاد مي کند و فکرش را بر زبان مي آورد. مرد با شنيدن اين حرف ها از خشم فرياد مي کشد و اين گونه است که آتش دعوا زبانه مي کشد .
به اين خطاي شناختي مي گويند «نتيجه گيري سريع».
کساني که دچار اين خطاي شناختي هستند به طرف مقابل، فرصتي براي توضيح نمي دهند بلکه به جاي او فکر مي کنند، به جاي او حرف مي زنند، به جاي او تصميم مي گيرند و بعد نسبت به کارهايي که در واقع طرف مقابل اصلا آن را انجام نداده، واکنش نشان مي دهند .
خطاي چهارم: اصلا فاجعه! افتضاح!
يکي از زيباترين نمونه هاي خطاي «اغراق کردن»، داستان کارمند بازنشسته چخوف است که در آن، کارمندي پشت سر رئيسش عطسه مي کند و آب دهانش پشت گردن رئيسش پاشيده مي شود و از آن لحظه به بعد او دائم کارش را تجزيه و تحليل مي کند و هر لحظه آن را بزرگ تر و بدتر مي بيند و درحالي که رئيس حتي يادش نمي آيد او پشت سرش عطسه کرده است، کارمند از فشار روحي شديد به خاطر عطسه ناخواسته اش، سکته مي کند و مي ميرد .
کساني که مرتکب خطاي شناختي بزرگنمايي مي شوند، درباره اشتباهات روزمره شان اغراق کرده و خودشان اين بزرگنمايي را باور مي کنند. آنها حتي در روابط شان با ديگران هم بزرگنمايي مي کنند مثلا «جوک گفتم، فقط يک لبخند کمرنگ زد، بدجوري از من دلخور است ... فکر مي کنم ارتباطش با من مثل سابق نيست ... از من متنفر است ... فکر مي کنم ديگر ارتباط دوستانه ما به پايان رسيده است .»
خطاي پنجم: تقصير من بود، تقصير من بود
مردي معتاد مي شود، زنش در اتاق مشاوره مي گويد: «اگر من زن خوبي بودم، شوهرم معتاد نمي شد!» اين که چيزي نيست، مادر بزرگي گفت: «تقصير من است که نوه ام تصادف کرده، اگر وقتي حرف مان شد، از او دلخور نمي شدم و دلم نمي گرفت او تصادف نمي کرد.» پدري مي گويد: « من هميشه در تنهايي آرزو مي کردم کاش بچه سومي نداشتيم، اگر او سرطان گرفته من مقصرم.»
اليس نام اين خطاي شناختي را گذاشت «شخصي سازي»؛ يعني فرد خودش را بابت حادثه يا رويدادي سرزنش مي کند که در آن هيچ نقشي نداشته است. نکته جالب اين است که امکان دارد در اين خطاي شناختي، جريان برعکس شود؛ مثلا فرد فقط ديگران را در هر گرفتاري سرزنش کند و خودش را از هر نقصي بري بداند .
خطاي ششم: بايد، بايد، بايد
مرتکبان اين خطا هميشه ناراضي خواهند بود، چون بايدهاي شان خيلي وقت ها هست


منبع: ارسال شده به ايميل خودم

امتیاز دهی به مقاله




نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره 10 خطاي رايج شناختي که زندگي را تلخ مي‌کند نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: تلخي زندگي ، اشتباهات در زندگي
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری