مسبی
تاريخچه ي چهره نگاري

تاريخچه ي چهره نگاري

ثبت: 1391/11/3   ویرایش: 1391/11/3
بازديد: 1,771
نویسنده: sana19s

قسمت اول
ريشه هاي چهره نگاري به زمانهاي ماقبل تاريخ بر مي گردد.هرچند امروزه تعداد کمي از اين کارها محفوظ مانده است.در هنر تمدن هاي قديمي بخصوص مصري نمايش چهره ي حاکمان و خدايان رايج بود.اکثر اين کارها با روشي خاص انجام مي شد و اکثرا بصورت نيم رخ بر روي سنگ،سفال ،گچ يا کريستال کار شده است.چهره نگاري مصريها نسبتا تاکيد کمي بر شباهت داشت و اين شيوه حداقل تا دوران آخنتان در قرن 14 قبل از ميلاد ادامه داشت.چهره نگاري اشخاص برجسته در کشور چين به سال 1000 قبل از ميلاد باز مي گردد هرچند هيچ کدام از اين کارها محفوظ نمانده است.

از شواهد ادبيات باقي ماند ه پي مي بريم که در نقاشيهاي يونان باستان نيز چهره نگاري مرسوم بوده است و با باور به تحسين و توصيف نويسندگان کتب آنزمان در اين مورد چهره نگاري با دقت بسيار رايج بوده است که نمونه هاي تصويري آنها متاسفانه در دست نيست. از مجسمه هاي و چهره هاي حک شده باقيمانده حاکمان و شخصييتهاي معروف بر روي سکه هاي دوران هلنيستيک به اين نتيجه مي رسيم که چهره نگاري يوناني به مرحله اي ازشباهت سازي رسيده بود چنانچه با نگاه به چهره ي سکراتس در مي يابيم که به چه علت او به زشتي معروف بود.
چهره نگاري رومي ها با اتخاض رسوم چهره نگاري يونان و اتروسکنها شيوه اي قوي براي خود خلق کرد که ريشه هاي مذهبي داشت و در عين حال تابع سياست رومي بود.در اين مورد هم نمونه اي کمي در دست است .
در چهره نگاريهاي باقي مانده در فايوم،مقبره ي آلين و سوران تندو که مربوط به بخشي از سرزمين مصراست که تحت سلطه ي روميها بود انعکاس شيوه ي يوناني بيشتر از رومي به چشم مي خورد.نمونه هاي بيشتري بصورت چهره هاي مجسمه اي مربوط به مقبره هاي شخصييتهاي طبقه ي متوسط و چهره هاي ضرب شده روي سکه موجود است .
بيشتر نقاشيهاي باقي مانده نقاشيهاي مراسم تدفين است که در شرايط اقليمي خشک منطقه ي فايوم مصر در قرون بين دوم تا چهارم قبل از ميلاد حفظ شده است.و تقريبا تنها نمونه هاي نقاشيهاي دوره رومي ميباشد که از تخريب شرايط زماني در امان مانده است در کنار اين نقاشيهاي فرسک وار بر طبق اظهارات يکي از نويسندگان آنزمان نقاشي چهره در يونان بسياررايج بوده و هم مردان وهم زنان آنرا تمرين مي کردند.-کليني- نويسنده ي رومي دربخشي از نوشته هاي خود از انحطاط هنرچهره نگاري رومي شکوه مي کند و مي گويد:-نقاشي از چهره که ازقرون کهن به ما رسيده، شباهت سازي دقيق مردم،کاملا از دورخارج شده .....راحت طلبي هنر را به تباهي کشانده است.پرتره هاي باقي مانده ازمصر –رومي وار استثناهايي خوبي هستند که نسبتهاي واقعگرايانه و جزييات چهره شخصييتهاي خاص را به نمايش گذاشته اند هرچند چشمها بزرگتر کشيده شده اند و مهارتهاي هنري متفاوتي در آثار نقاشان مختلف بچشم مي خورد.پرتره هاي فايوم بر روي چوب يا دندان فيل با موم و رنگهاي صمغي يا تمپرا کشيده شده ودر درون جسد موميايي شده جاسازي شده تا در ابديت همواره با جسم بماند.
در حالي که نقاشي چهره در روم رو به زوال بود ، مجسمه هاي نيم تنه رومي وار به اوج شکوفايي رسيد و اين در حالي بود که بينندگان طالب واقعگرايي بي تملق بودند .بر طبق شواهد موجود پرتره هايي از خانواده ي سلطنتي دوران ساسانيان (651-224)در قرن 8-م درايران کشف شده است .
در طي قرن چهارم دريونان و روم بخصوص با رواج دين مسيحييت مجسمه هايي غالب شدند که به نمايش سمبوليک شخصييتها روي آوردند و شخصييتهايي مانند حضرت مسيح ،يحيي تعميد دهنده و پيتر مقدس به روشي نمادين متجلي شدند.
در قرون وسطي (دوراني در تاريخ اروپا که قرون 1450 – 350 ب.م. را در بر مي گيرد) اکثر کارهاي پرتره اهدايي با تصاويري از پاپها و شخصييتهاي کتاب مقدس انجيل بودند که با تکنيک موزاييک کاري رومي اجرا مي شدند.از اين دوران( 1152) نمونه ي يک پرتره ي شخصي نويسنده،عارف ،دانشمند وموسيقيدان -هيلدگارد-در دست است.در اين دوران کمتر کوششي براي شباهت سازي چهره بچشم مي خورد.نقاشيهاي روي سنگ قبر در دوران رومانسک رواج يافت .از سالهاي بين 1350-1400پيکره هاي غيرروحاني در نقاشيهاي فرسک و تخته اي نمودار شد ونقاشان بار ديگر به شباهت سازي چهره پرداختند. تقريبا در انتهاي همين قرن اولين پرتره هاي رنگ روغن شخصييتهاي خاص معاصر آنزمان بر روي تخته هاي چوبي کوچک در بورگاندي و فرانسه نمودار شدند.کار دو لوحه اي -ويلتن- در سال 1400 يکي از دو کارهاي باقي مانده از آن دوران هستند که در آن -ريچارد دوم-پادشاه انگليس به تصوير کشيده شده.از اساتيد مشهور چهره نگار هلندي اين زمان مي توان به -جان وان ايک-،-رابرت کمپينو -و-راجر وان در ويدن- اشاره کرد. برخي از اين پرتره ها اهدايي بوده و يا در ارتباط با صحنه هاي مذهبي رايج آنزمان و چهره هاي محبوبي مانند حضرت مريم کار مي شدند.
دوران رنسانس بدليل توجه به دنياي طبيعي و فرهنگ کلاسيک يونان و روم باستان تحولي بزرگ را در تاريخ چهره سازي ايجاد نمود .اساسا نقاشي در اين دوران به مرحله ي جديدي از توازن ،هارموني و بينش دست يافت و نقاشان بزرگي چون -لئوناردو داوينچي،ميکلانژ و رافائل نوابغي محسوب شدند که ارزشي فراتر از يک بازرگان را داشتند ودر خدمت دربار و کليسا بودند.بسياري از ابتکارات جديد پرتره سازي در همين دوره بوقوع پيوست . مانند شيوه ي مينياتور پرتره که تا زمان اختراع عکاسي از شيوه هاي محبوب چهره نگاري بود .نقاشي نيمرخ با الهام از مداليونهاي تاريخي درايتاليا در بين سالهاي 1450-1500 رواج يافت.مدالهاي قديمي - دو سو -الهام گر کوتاه مدتي براي خلق آثاري دو رويه در نقاشي در دوران اوليه رنسانس شد.تاثير فرمهاي مجسمه هاي کلاسيکي مثل Apollo Belvedere قرنها الهام بخش هنرمندان بود.....


منبع: http://en.wikipedia.org

امتیاز دهی به مقاله




تاريخچه ي چهره نگاري
تاريخچه ي چهره نگاري
نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره تاريخچه ي چهره نگاري نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: چهره نگاري ، هنر ، پرتره ، شاکه ساروخانيان
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری