مسبی
نگاهـي به تاريخـچه ي هـنر طـبيعت بيـجان -قسمت سوم

نگاهـي به تاريخـچه ي هـنر طـبيعت بيـجان -قسمت سوم

ثبت: 1391/10/19   ویرایش: 1391/10/19
بازديد: 2,121
نویسنده: sana19s

...ادامه ي قسمت دوم
طبيعت بيجان در آلمان با شباهت بسياري به مدل هاي هلندي رواج يافت جورج فلگل از نقاشا ن معروف طبيعت بيجان آلماني بود، او اشياء را بدون حضور فيگورهاي انساني کشيده و با کشيدن اشياء بر روي طاقچه ها کمپوزيسيونهاي نو و نقطه هاي ديد متنوعي را خلق کرده است.در همين دوره در اسپانيا نقاشيهاي طبيعت بيجان با زمينه تيره خلق شدند که بيشتر فضاي فرا واقع گرايانه( سوررئاليستي)داشتند .بطور کلي در ايتاليا و اسپانيا که پيرو مذهب مسيحيت کاتوليک بودند نقاشي طبيعت بيجان بسيار نادر بود ونقاشان متخصص کمتري در اين زمينه موجود بودند.در اروپاي جنوبي در مقايسه با بخش شمال آن بکار گرفتن شيوه ي نرمتر کاراواجيوکه تاکيد کمتري بر فوق واق گرايانه بودن طبيعت بيجان را دارد را شاهد هستيم .در فرانسه نقاشان طبيعت بيجان که در اصطلاح آنان طبيعت مرده Nature Morte لقب داشت بطور همزمان تحت تاثير مکاتب شمالي و جنوبي بود.

با آغاز قرن 18-م محتواي مذهبي و اسطوره اي طبيعت بيجان جاي خود را به نقاشيهاي اشياء بخصوص ميز آشپخانه و موضوعات مشابه داد.که در فرانسه طبقه ي آريستوکرات يا ثروتمند سفارشات نقاشيهاي با موضوع ميز غذاهاي مجلل را دادند که هيچ گونه پيام مذهبي نداشت.رواج سبک روکوکو در اين دوران و ارجحيت دادن به نشان دادن چيزهاي تزييني و تصنعي باعث خلق طبيعت بيجاني شد که در اصطلاح - گول زدن چشم --Trick the eye ناميده مي شد.

در امريکا نقاشا ن اکثرا در کشورهاي اروپايي آموزش مي ديدند واين شيوه ها را در کار خود بکار مي بستند.از هنرمندان نامدار آمريکايي در ايندوران چارلز ويلسون پيل بود که که مرکزي براي تعليم هنرمندان و همچنين موزه اي از اشياء طبيعي درآمريکا بنا نهاد.پسر او رافائل پيل نيز از پيشگامان نقاشي طبيعت بيجان بود و عضو گروهي از نقاشان که شامل جان اف فرانسيس ،چارلز برد کينگ و جان جانستون بود.در نيمه ي دوم قرن نزدهم مارتين جانسون هيد نمونه ي آمريکايي نقاشي تصاوير طبيعي و گياهي را که شامل گلها و پرندگان نيز بود در فضاي باز به تصوير کشيد . شيوه نقاشيهاي Tromp loeil خاص آمريکايي نيز در همين زمان رايج شد که از نقاشان آن مي توان به جان هابرل ويليم ميشل هارنت وجان فردريک پتو اشاره کرد.پتو در کشيدن صحنه هاي غمناک مشهور بود در حالي که هارنت به مراحل بالاي شيوه ي فوق واقع گرايانه ي محبوب آمريکاييها دست يافت و در نقاشيهايش از آلات موسيقي استفاده کرد.
در قرن 19-م آکادميهاي هنري در اروپا که معروفترين آن آکادمي فرانسوي(Academie Fracaise) بود نقش مهمي را در گسترش هنر آکادميک داشت و باعث تضعيف علاقه به هنر طبيعت بيجان شد چرا که اين آکادميها به تعليم فلسفه ي برتر بودن موضوعي پرداختند و اعتقاد داشتند که ارزش يک نقاشي به موضوع آن است و بر اساس آن بالاترين درجه ي اهميت به نقاشيهاي مذهبي،تاريخي و افسانه اي تعلق داشت و نقاشي طبيعت بيجان در پايين ترين قسمت درجه بندي قرار مي گرفت.
به همين دليل نقاشاني چون جان کنستابل ،کاميل کورو به نقاشي مناظر طبيعت روي آوردند .
زماني که شيوه ي هنري نئو کلاسيسيسم از سالهاي 1830 دوران رکود خود را طي مي کرد نقاشي پرتره در مرکز توجه انقلاب هنري سبکهاي رئاليسم و رومانتيسيسم بود.بسياري از هنرمندان اين دوره در ساختمان بندي نقاشي خود طبيعت بيجان را گنجاندند.نقاشيهاي طبيعت بيجان گويا،گوستاو کوربه ودلا کروا بار حسي قوي را دارا مي باشند و توجه اصلي آنها بيشتر از نمود واقع گرايانه اشياء القا فضاي حسي نقاشي است.
نقاشيهاي اوليه طبيعت بيجان شاردين،ادوارد مانه بسيار آهنگين بود و مسير امپرسيونيسم را طي مي کرد.نقاش ديگري که آثار طبيعت بيجان او بسيار معروف بود هانري فانتين لاتور بود که با تکنيکي سنتي تر نقاشيهاي زيبايي از گلها کشيد و زندگيش را با فروش همين آثار به کلکسيونرها تامين کرد.
به هرحال تا زمان منحل شدن کامل آکادميها در اروپا وظهور سبک امپرسيونيسم و پست امپرسيونيسم بود که تکنيک کاري و هماهنگي رنگي از اهميت بيشتري نسبت به موضوع نقاشي برخوردار شد و طبيعت بيجان با علاقه مندي بيشتري توسط نقاشان کشيده شد.در آثار اوليه کلود مونه تاثير کارهاي فانتين لاتور ديده مي شود ولي کلود مونه اولين کسي بود که رسم کشيدن پس زمينه ي تاريک را شکست.پير آگوست رنوار نيز از نقاشاني بود که در اثرStill life with Bouquet and fan-1871 از پس زمينه ي روشني استفاده کرد.در آثار امپرسيونيستها عناصر اسطوره اي و استعاره اي کاملا غايب هستند در عوض امپرسيونيستها به کارهاي تجربي، ضربه هاي قلم نقطه نقطه ،ارزشهاي رنگي وجاسازي رنگ بسيار اهميت مي دادند.ولي رنگ را با تفسير خاص خود بکار مي بردند که گاهي بسيار غير واقع گرايانه بود.همچنانکه گوگن مي گفت:رنگها معاني خود را دارند.آنها همچنين از پرسپکتيوهاي خلاقانه اي در کارهايشان بهره مي جستند.
گلهاي آفتاب گردان ونسان ونگوگ از بهترين آثار شناخته شده ي قرن 19-م هستند.ونگوگ از توناليته هاي مختلف زرد در کارهايش استفاده مي کرد. او کارهايش را با پرداختهاي سريع و ترجيحا تخت انجام مي داد و کاراهايش داراي قدرت بيانگرايانه وبار حسي قويي بود .او آثار طبيعت بيجان هاي تاثير گذار با ارزش تاريخي خلق کرده است.در اثرطبيعت بيجان با تخته طراحي(1889) که در غالب يک اثر طبيعت بيجان پرتره ي شخصييتي خود را کشيده است بسياري از لوازم شخصي وي مانند پيپ،کتاب،غذاي ساده پياز ويک نامه از برادرش که همه بر روي ميز پخش شده اند را بدون حضور او مي بينيم .او همچنين طبيعت بيجان ها با پيامهاي معنويVanitas painting) ) با سبک خود را کشيده است مانند طبيعت بيجان با کتاب انجيل باز،شمع و کتاب(1885 ).
چهار دهه ي اول قرن بيستم دوره اي مهيج و انقلابي براي هنر بود.جنبشهاي پيشرو هنري ظهور کردند که در مسير هنر غير فيگوراتيو و ذهني در حال گذر بودند و هنر طبيعت بيجان همانند ديگرهنرهاي نمايشي همگام با پيدايش سبکها به بقاي خود ادامه داد و در اواسط قرن بيستم زماني که هنر ناب ذهني تمامي جهان هنري را تسخير کرد دوره ي رکود موقت را گذراند.
قرن بيستم با رويدادهاي متنوعي در هنرآغاز شد در سال 1901 پل گوگن اثر نقاشي طبيعت بيجان باگل آفتاب گردان را براي تجليل دوستش ون گوگ که 11 سال پيش فوت کرده بود کشيد .گروه شناخته شده ي نبي ها که پير بونارد و ادوارو ويلارد جزء آن بودند تئوريهاي هماهنگي رنگي گوگن را با عناصر هنر کنده کاري چوبي ژاپني آميختند و در طبيعت بيجانهاي خود اجرا کردند.هنرمند فرانسوي اديلن ردن نيز آثار زيباي طبيعت بيجان کشيد.
هنري ماتيس آثار ساده شده ي طبيعت بيجان را کشيد ، با خطوط مرزي تخت محيطي که با رنگهاي روشن سطوح آنها پر شده بود.او همچنين پرسپکتيوهاي ساده شده اي را درکارهايش اجرا کرد و پس زمينه اي چند رنگي را وارد آثار طبيعت بيجان کرد.در برخي کارهايش مانند طبيعت بيجان با بادمجان ميز اشياء او در نقش و نگارهايي که فضاي اتاق را اشغال کرده گم شده اند..اعضاي ديگر جنبش فووها رنگهاي ناب و ذهني را در آثار طبيعت بيجان خود آزمودند.


منبع: http://en.wikipedia.org

امتیاز دهی به مقاله




نگاهـي به تاريخـچه ي هـنر طـبيعت بيـجان -قسمت سوم
نگاهـي به تاريخـچه ي هـنر طـبيعت بيـجان -قسمت سوم
نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره نگاهـي به تاريخـچه ي هـنر طـبيعت بيـجان -قسمت سوم نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: طبيعت بيجان ، شاکه ساروخانيان
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری