مسبی
6 ايراني تسخيرشدگان پروژه «هارپ»  - قسمت اول

6 ايراني تسخيرشدگان پروژه «هارپ» - قسمت اول

ثبت: 1391/9/9   ویرایش: 1391/9/9
بازديد: 1,459
نویسنده: Mavera

قويترين فرضيه قاضي جرائم رايانه اي پايتخت در تحقيقات علمي

آلاسکا مقر فرماندهي پروژه هارپ که دنيا را به خطر انداخته است
گروه شوک: ادعاهاي عجيبي دارند! اصرار مي کنند هر چه ديده و شنيده اند توهم نيست! مي گويند تحت سلطه صداهاي غيبي هستند! از اشعه نامرئي و سوزنده فضاي اينترنتي مي ترسند!
6 زن و مرد تهراني در سطح هاي فرهنگي و اجتماعي متفاوت ماجراي شگفت انگيزي را پيش روي داديار دادسراي جرائم رايانه اي گذاشته اند.
يکي مي گويد با ستاره نيما در عالم غيب حرف مي زند و جالب اينکه او هر چه دستور مي دهد بايد انجام بدهد، ديگري ادعاهاي جالب تري دارد وي مي گويد اصلاً کامپيوتر ندارد، اما با شرايط مشابهي روبه رو است.
شايد شنيدن داستان هاي خارق العاده اين 6 زن و مرد تصوري به وجود آورد که آنان توهم دارند، اما اين يک واقعيت است! خيلي ها در سراسر جهان با چنين مشکلاتي مواجه هستند. شايد يکي از پيچيده ترين معماهاي جهان شنيده شدن صداي موتوسيکلتي باشد که هر لحظه دورتر مي شود و در کل اروپا همه آن را شنيده اند خصوصاً در جزيره اي واقع در جنوبي ترين بخش اين قاره و هنوز هيچ کس نمي داند اين صداي غريب چيست؟!
از سال ها پيش در دادسراهاي مختلف تهران و ايران پرونده هايي کليد خورده است که در آن مقامات قضايي و پليس به نيروهاي متافيزيکي برخورده?اند و هيچ گاه منبع اين صداها و نورها مشخص نشده است.
اين بار وقتي 6 زن و مرد با ادعاهاي مشابه و در فاصله هاي زماني خاص به طرح شکايت پرداختند داديار پرونده براي نخستين بار به تحقيقات علمي پرداخت و خود را در برابر يک پرونده اقتصادي معروف و البته مخرب ديد که کل جهان را زير سيطره خود فرو برده است.....

نيروهاي غيبي
نخستين بار مرد جواني به شعبه دوم دادسراي ناحيه 31 جرائم رايانه اي تهران مراجعه کرد و ادعاي عجيبي را پيش روي داديار قرار داد. وي گفت: چندماه پيش در خانه ام نشسته بودم. وقتي به کامپيوتري که در گوشه اتاقم بود خيره شدم ناگهان سروصداهاي عجيبي را در گوشم شنيدم. صداهاي ترسناکي بود که مرا تحت تاثير قرار داد و مي خواست مرا اسير خواسته هاي خود کند. در برابر اين صداها هيچ مقاومتي نمي توانستم انجام بدهم. ناخواسته تسخير شده بودم و بايد تن به خواسته هاي صداها مي دادم.
وي ادامه داد: صداي چند بازيگر سينما و تلويزيون بود که از من مي خواست تسليم خواسته هايشان شوم. آن روز پشت کامپيوتر نشستم باز هم صداهاي بازيگران مشهور سينما به سراغم آمدند و درخواست هاي عجيبي داشتند که باورکردني نبود. صداها کاملاً مرا تسخير کرده بودند. هيچ اراده اي از خودم نداشتم. وحشت به جانم افتاده بود. اين صداها در زندگي ام تاثير بدي گذاشته بود. مي ترسيدم از خانه بيرون بروم چون بايد هر کاري را با دستور آن صداها انجام مي دادم. ديگر خسته شده ام. تصميم گرفتم براي شکايت از اين صداها به دادسرا بيايم.
در حالي که ابتدا تصور مي شد اين مرد به خاطر مشکلات روحي و رواني چنين ادعاهايي دارد يا تحت تاثير داروهاي خواب آور و آرامبخش است، داديار پرونده با شکايت ديگري مواجه شد. در حالي که بررسي ها ادامه داشت مرد ديگري شکايت مشابهي را پيش روي بازپرس قرار داد. اين مرد گفت: مدت هاست که صداهاي عجيبي در گوشم شنيده مي شود تا جايي که آنها از من خواستند براي شکايت به دادسرا مراجعه کنم. وي ادامه داد: با وجودي که در خانه اينترنت و کامپيوتر نداريم، اما صداها از طريق دنياي مجازي وارد خانه مان مي شوند و صداهايمان را شنود مي کنند. تاثير اين صداها در زندگي مان به حدي است که باعث شده بين من و همسرم اختلاف پيش آيد. همسرم مدت ها پيش مرا ترک کرد و به خانه پدري اش رفت. همسايه ها از طريق دنياي مجازي از زندگي مان با خبر بودند. من و همسرم را تهديد مي کردند و اکنون هم مرا وادار مي کنند هر کاري را انجام دهم. در برابر اين صداها مقاومتي ندارم و نمي دانم چه بايد کرد. هر روز به هم ريخته ام آنها به من دستور مي دهند که تسليم خواسته هايشان شوم و اين وضع مرا کلافه کرده است.
با اين ادعاهاي مشابه داديار ترزي خود را در برابر شکايت هايي عجيبي ديد که 2 مرد با شنيدن صداهاي متافيزيکي هيچ کنترلي در زندگي خود نداشته و نمي توانند کارهاي خود را اداره کنند. اين مردان تابع نيروهاي غيبي بودند. ادعاي باورنکردني اين بود که يکي از 2 مرد حتي در خانه اش کامپيوتر و اينترنت نداشت ولي اين شکايت را مطرح کرده بود. در شاخه نخست، داديار جرائم رايانه اي به پليس دستور داد تا به بررسي زندگي دو مرد مرموز دست بزنند. تحقيقات نشان مي داد که اين مردان، مواد روانگردان نيز مصرف مي کنند و اين توهمات مي تواند زاييده خيال و تصورات فکري آنها باشد، اما واقعاً همين دليل ادعاهاي آنان بوده است؟!


ادعاهاي مشابه
در حالي مي رفت اين پرونده ها از نظر تيم قضايي و پليسي بسته شود، يک زن به دادسراي جرائم رايانه اي رفت و در ادعاي مشابهي عنوان کرد: ذرات آب در همه جا هستند. اين قطرات اختيار را از من گرفته اند. هر کاري مي خواهم بکنم مانع مي شوند و با دستورات عجيبي از من خواسته هاي غير منطقي اي دارند. همه حرکات مرا تحت نظر گرفته اند و مي خواهند من به کارهايي دست بزنم که هرگز در زندگي انجام نداده ام. آنها من و خانواده ام را تحت کنترل خود دارند و هر آنچه را انجام مي دهيم مي بينند. اين قطرات مثل سنسور عمل مي کنند هر کاري انجام مي دهم هشدار مي دهند. صداهاي عجيبي دارند و مدام در گوشم نجوا مي کنند.
در حالي که بررسي ها درباره اين ادعاي جديد ادامه داشت، داديار ترزي با شکايت مشابه ديگري نيز روبه رو شد که از صداهاي متافيزيکي و نيروهاي غيبي و تاثيرات آنان در زندگي اش داستانسرايي مي کرد. اين زن جوان پيش روي داديار شعبه سوم دادسراي جرائم رايانه اي قرار گرفت و گفت: مدتي است که وقتي پشت کامپيوتر مي نشينم و مشغول کار با دستگاه هستم بدنم مي سوزد. اشعه هايي بدنم را مي سوزاند و از درون آتش مي گيرم. وقتي از کامپيوتر دور مي شوم ديگر اشعه ها نمي توانند به من صدمه اي برسانند.
پرونده ها خيلي پيچيده شده بودند، داديار ترزي در برابر ادعاهايي قرار داشت که هر روز با روند عجيبي مطرح مي شد.
با شکايت هاي جديد دوباره پرونده تشکيل شد و بررسي هاي پليسي نشان مي داد که هيچ قطره اي در زندگي زن وجود ندارد که به صورت سنسور بخواهد عمل کند و باعث کنترل وي شود. در شاخه ديگر وقتي زن ديگري به پزشکي قانوني مراجعه کرد آزمايشات نشان داد اشعه هاي مطرح شده در پرونده که به وي صدمه رسانده است هيچ آثار باليني ندارد و روي بدن وي آثار زخم مشاهده نشده است و احتمالاً به خاطر خوردن قرص هاي اعصاب و روان است که اين دو زن در توهم و خيال خود بستر صداهاي ناهنجار را در زندگي روزمره رواج داده اند و هيچ نيروي ماورايي در زندگي آنها رخنه نکرده است.



ادامه ...... http://masbi.com/article.aspx?p_id=5775
روزنامه ايران


منبع: روزنامه ايران

امتیاز دهی به مقاله




6 ايراني تسخيرشدگان پروژه «هارپ»  - قسمت اول
6 ايراني تسخيرشدگان پروژه «هارپ»  - قسمت اول
نظرات   (1 نظر)
مرتب سازی بر اساس:


هيچ کس (17:26   1391/9/9)

چه ربطي به پروژه هارپ داشت؟چشم ديدن پيشرفتهاي غربي هارو ندارين اونوقت مشکلات رواني مردم و به هارپ نسبت ميدين؟البته ميتونه مرتبط باشه ولي در اين مقاله هيچ ارتباطي به هارپ نداشت.بريد به اونايي گير بدين ترس از اين که مردم روز به روز به شبکه هاي ماهواره نزديکتر ميشن و بر عليه شبکه هاي ماهواره اي پارازيتهاي سرطان زا ميدن. کد: 127


 

شما می توانید درباره 6 ايراني تسخيرشدگان پروژه «هارپ» - قسمت اول نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: 6 ايراني ، تسخيرشدگان پروژه هارپ ، قسمت اول ، روزنامه ايران ، داستان هاي خارق العاده ، پرونده ها ، خيلي پيچيده شده ، سنسور ، صداي عجيب ، سلطه صداهاي ، غيبي
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری