مسبی
درباره شب يلدا بيشتر بدانيم...

درباره شب يلدا بيشتر بدانيم...

ثبت: 1391/9/7   ویرایش: 1391/9/7
بازديد: 1,720
نویسنده: morrientez

واژه يلدا:

يلدا» واژه‌ايست به معناي «تولد» برگرفته از زبان سرياني که از شاخه‌هاي متداول زبان «آرامي» است. زبان «آرامي» يکي از زبان‌هاي رايج در منطقه خاورميانه بوده‌است. برخي بر اين عقيده‌اند که اين واژه در زمان ساسانيان که خطوط الفبايي از راست به چپ نوشته مي‌شده، وارد زبان پارسي شده‌است.

واژه «يلدا» به معناي «زايش زادروز» و تولد است. ايرانيان باستان با اين باور که فرداي شب يلدا با دميدن خورشيد، روزها بلندتر مي‌شوند و تابش نور ايزدي افزوني مي‌يابد، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي‌خواندند و براي آن جشن بزرگي برپا مي‌کردند و از اين رو به دهمين ماه سال دي (به معناي روز) مي‌گفتند که ماه تولد خورشيد بود. واژه دي dey از day پهلوي و از dadhva اوستايي آمده است که به معني خداوند و آفريدگار است و اين واژه با day انگليسي که خود از daeg و tag ژرمني متقدم آمده است مرتبط نمي باشد! ماه دي در تقويم مذهبي ايران باستان آغاز سال نو مذهبي بوده است. چنان که ميراث آن از راه ميترائيسم به مسيحيت و تقويم امروزي نيز رسيده است.



پيشينه جشن:

يلدا و جشن‌هايي که در اين شب برگزار مي‌شود، يک سنت باستاني است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزي، بنيان زندگي آنان را تشکيل مي‌داد و در طول سال با سپري شدن فصل‌ها و تضادهاي طبيعي خوي داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعاليت‌هاي خود را با گردش خورشيد و تغيير فصول و بلندي و کوتاهي روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظيم کنند.

آنان ملاحظه مي‌کردند که در بعضي ايام و فصول روزها بسيار بلند مي‌شود و در نتيجه در آن روزها، از روشني و نور خورشيد بيشتر مي‌توانستند استفاده کنند. اين اعتقاد پديد آمد که نور و روشنايي و تابش خورشيد نماد نيک و موافق بوده و با تاريکي و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آريايي، از هند و ايراني - هند و اروپايي، دريافتند که کوتاه‌ترين روزها، آخرين روز پاييز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدريج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر مي‌شوند، از همين رو آنرا شب زايش خورشيد ناميده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[?] بدين‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستايي، سال با فصل سرد شروع مي‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» يا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده مي‌کند، خود به معناي «سرد» است و اين به معني بشارت پيروزي اورمزد بر اهريمن و روشني بر تاريکي است.[?] در آثارالباقيه ابوريحان بيروني، ص ???، از روز اول دي ماه، با عنوان «خور» نيز ياد شده‌است و در قانون مسعودي نسخه موزه بريتانيا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخي منابع ديگر «خرم روز» ناميده شده‌ است.[?] در برهان قاطع ذيل واژه «يلدا» چنين آمده‌ است:
•«يلدا شب اول زمستان و شب آخر پاييز است که اول جَدي و آخر قوس باشد و آن درازترين شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و يا نزديک به آن شب، آفتاب به برج جدي تحويل مي‌کند و گويند آن شب به غايت شوم و نامبارک مي‌باشد و بعضي گفته‌اند شب يلدا يازدهم جدي است.»[?]

تاريکي نماينده اهريمن بود و چون در طولاني‌ترين شب سال، تاريکي اهريمني بيشتر مي‌پايد، اين شب براي ايرانيان نحس بود و چون فرا مي‌رسيد، آتش مي‌افروختند تا تاريکي و عاملان اهريمني و شيطاني نابود شده و بگريزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشيدن، شادي و پايکوبي و گفتگو به سر مي‌آوردند و خواني ويژه مي‌گستردند، هرآنچه ميوه تازه فصل که نگاهداري شده بود و ميوه‌هاي خشک در سفره مي‌نهادند. سفره شب يلدا، «ميَزد» Myazd نام داشت و شامل ميوه‌هاي تر و خشک، نيز آجيل يا به اصطلاح زرتشتيان، «لُرک» Lork که از لوازم اين جشن و وليمه بود، به افتخار و ويژگي «اورمزد» و «مهر» يا خورشيد برگزار مي‌شد.[?] در آيين‌هاي ايران باستان براي هر مراسم جشن و سرور آييني، خواني مي‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نيايش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غيره، برآورده‌ها و فرآورده‌هاي خوردني فصل و خوراک‌هاي گوناگون، خوراک مقدس مانند «ميزد» نيز نهاده مي‌شد.

ايرانيان گاه شب يلدا را تا دميدن پرتو پگاه در دامنه? کوه‌هاي البرز به انتظار باززاييده‌ شدن خورشيد مي‌نشستند. برخي در مهرابه‌ها (نيايشگاه‌هاي پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول مي‌شدند تا پيروزي مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند و شب‌هنگام دعايي به نام «ني يد» را مي‌خوانند که دعاي شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب يلدا (يکم دي ماه) را خورروز (روز خورشيد) و دي گان؛ مي‌خواندند و به استراحت مي‌پرداختند و تعطيل عمومي بود (خرمدينان، اين روز را خرم روز يا خره روز مي‌ناميدند).خورروز در ايران باستان روز برابري انسان‌ها بود در اين روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده مي‌پوشيدند تا يکسان به نظر آيند و کسي حق دستور دادن به ديگري نداشت و کارها داوطلبانه انجام مي‌گرفت نه تحت امر. در اين روز جنگ کردن و خونريزي حتي کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود اين موضوع را نيروهاي متخاصم با ايرانيان نيز مي‌دانستند و در جبهه‌ها رعايت مي‌کردند و خونريزي به طور موقت متوقف مي‌شد و بسيار ديده شده که همين قطع موقت جنگ به صلح طولاني و صفا تبديل شده‌ است. در اين روز بيشتر از اين رو دست از کار مي‌کشيدند که نمي‌خواستند احياناً مرتکب بدي شوند که آيين مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشيد گناهي بسيار بزرگ مي‌شمرد. ايرانيان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاريکي و سرما مي‌نگريستند و در خورروز در برابر آن مي‌ايستادند و عهد مي‌کردند که تا سال بعد يک سرو ديگر بکارند.


منبع: http://www.zoodfood.com/Pages/viewnews.aspx?newsid=482

امتیاز دهی به مقاله




نظرات   (1 نظر)
مرتب سازی بر اساس:


محمد ياسيسن (17:45   1392/9/15)

الانئاعهناتبببتمممممممممممممممممممممملتخنمكتبلهنت نملتالان کد: 739


 

شما می توانید درباره درباره شب يلدا بيشتر بدانيم... نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: مراسم شب يلدا ، معني يلدا ، فصل هاي سال ، طولاني ترين شب سال ، شادي ، خنده ، خرم روز ، اهريمن ، ايام سال ، پاييز ، قدمت سب يلدا ، يلدا
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری