مسبی
گفتگوي خواندني با نيوشا ضيغمي و همسرش (2)

گفتگوي خواندني با نيوشا ضيغمي و همسرش (2)

ثبت: 1391/8/15   ویرایش: 1391/8/15
بازديد: 2,397
نویسنده: morrientez


من براي پول با آرش ازدواج نکردم!

نيوشا: نکته‌اي که خيلي مرا آزار مي‌دهد اين است که مي‌شنوم مي‌گويند آرش مرا انتخاب کرده، چون نيوشا ضيغمي بازيگر هستم و من او را انتخاب کردم چون سرمايه‌گذار فيلم من بوده و براي پول با او ازدواج کردم. آدم‌ها نمي‌دانند که در زندگي‌ما چه مي‌گذرد و به‌راحتي در مورد ما حرف مي‌زنند البته منظورم مردم عادي نيست مردم اجتماع ما صادقانه با هنرمندشان برخورد مي‌کنند و آنها را مي‌پذيرند و بزرگ مي‌کنند، دوستشان دارند يا حتي از هنرمند يا ورزشکاري متنفر هستند.

حتي کساني که از من متنفر هستند را دوست دارم و به آنها احترام مي‌گذارم چون احساس مي‌کنم نشسته‌اند و کلي به من فکر کرده‌اند و به دليلي به تنفر از من رسيده‌اند. دلم مي‌خواهد واقعا آن دليل را بشنوم، شايد خودم متوجه آن نيستم و ديگران آزار مي‌بينند. درون خودم يک اعتقاد شخصي براي انسان بودن دارم. من «نمي‌توانم» را درک نمي‌کنم. يعني انسان اصلا نبايد بگويد «نمي‌توانم». خدا هست و کائنات وجود دارد ولي روح براي انسان نقش خيلي مهمي را بازي مي‌کند.

من هم از کره مريخ نيامده‌ام و به توانايي‌هاي خودم ايمان داشتم. پدرم دبير و مادرم کارمند بازرگاني يک کارخانه بود. حتي پدرم اوايل بازيگري‌ام حس خوبي نداشت و بعد که ديد تا اين حد مصمم هستم به من کمک هم ‌کرد. اما من فقط يک مسئله را در نظر گرفتم «که من مي‌توانم».


گناهي کردم که خودم را نمي‌ بخشم

نيوشا: در 22سالگي کاري کردم که هنوز هم خودم را براي آن سرزنش مي‌کنم. آن زمان خام بودم و اشتباهي کردم که هنوز هم خودم را نمي‌بخشم. هرجا مشکلي برايم به وجود بيايد درون خودم مي‌گويم، حتما دارم چوب آن اشتباه را مي‌خورم. اين را گفتم که بگويم ما هر کار نادرستي بکنيم، کائنات صد برابر آن را به ما برمي‌گرداند. اگر يک سيلي به ناحق بزنيم کائنات ضربه‌اي مي‌زند که تا مدت‌ها نمي‌توانيم از جا بلند شويم. اگر همه ما به اين اعتقاد داشته باشيم، خيلي کارها را انجام نمي‌دهيم. هميشه معتقدم واگذار کردن به خدا خيلي سخت است. وقتي کسي را آزار مي‌دهيد و مي‌‌گويد تو را به خدا واگذار کردم، بايد بترسيم. سعي مي‌کنم کاري کنم که شب با رضايت از خودم بخوابم و صبح که بيدار مي‌شوم از خودم راضي باشم.



همه چيز تاريخ مصرف دارد،حتي ستاره بودن!

نيوشا: مارلون براندو با آن همه عظمت الان کجاست؟ سوپراستاري، تاريخ دارد. حتي عمر و زندگي ما يک زمان محدودي است و بايد فکر کنيم که بعد از خودمان مي‌خواهيم چه اثري به يادگار بگذاريم. فقط يک اسم يا يک اثر ماندگار؟ براي همين به کسي که از من متنفر است احترام مي‌گذارم. حسادت را دوست ندارم و حس مي‌کنم حسادت بخشي از انسان است و در همه اديان تاکيد شده که آن را از خودتان دور کنيد. آدمي که نمي‌خواهد تلاش کند و گناه عدم توانايي خود را به گردن ديگران مي‌اندازد، سرشار از حسادت مي‌‌شود.

رسيدن به هرچيزي سخت است، رسيدن به قله يک کوه سخت‌تر است يا قدم زدن در دامنه آن کوه؟ قطعا به بالا رسيدن خيلي تلاش مي‌خواهد و بايد مسير سختي را بگذراني، کسي نمي‌تواند پول بدهد تا به آن بالا برسد. هرکسي مي‌تواند ستاره باشد. يک خياط ماهر، يک آشپز، يک بازيگر، يک ورزشکار… در هر رشته‌اي بايد تلاش کني و ستاره شدن کار راحتي نيست. فردي که شاخص مي‌شود خلاقيت داشته و توانسته استعدادهاي خود را پرورش دهد.

به راحتي هتک‌ حرمت نکنيم

نيوشا: چندوقتي است متاسفانه اتفاق‌هاي ناخوشايندي در جامعه هنري مي‌افتد. لادن طباطبايي چندوقت قبل در برنامه هفت حرف جالبي زد، گفت: من دختر يک خانواده هستم، مادر يک فرزند هستم و نقش‌هاي مختلفي دارم.

براي کارم زحمت کشيده‌ام و شبانه‌روز تلاش کرده‌ام. من ناراحت مي‌شوم هنرمندي مثل لادن به‌راحتي از بازيگري خداحافظي مي‌کند و آب از آب تکان نمي‌خورد. چرا بايد يک هنرمند اين همه رنجيده‌خاطر باشد و ما ناراحت نباشيم. کسي مي‌آيد و به تمام خانم‌هاي سينماي ايران توهين مي‌کند. خانم‌هايي که يا مادر هستند يا همسر يا فرزند يک خانواده. آيا تهمت زدن و هتک حرمت به اين خانم‌ها به همين راحتي است؟ اين مرا آزار مي‌دهد و دلم مي‌شکند.




اين اتفاق مي‌افتد و با يک عذرخواهي حاشيه‌اي همه‌چيز تمام مي‌شود. اين را گفتم که به اينجا برسم، خانم‌هاي بازيگر مي‌آيند و بيانيه مي‌دهند، اي ايها الناس! ما اگر خانه‌نشين شديم و کار نمي‌کنيم دليلش اين است که تن به خيلي چيزها نداده‌ايم! منظور اين خانم‌ها چه بوده؟ من شرعا همسر يک آدم هستم و شرم دارم از نوشته‌هاي روي سايت‌ها و خبرها و گاهي دلم نمي‌خواهد آرش بعضي از اين خبرها را بخواند. شرم‌آور است و دلم مي‌خواهد بگويم موفقيت ديگران را با بي‌عرضگي‌هاي خودمان زيرسؤال نبريم.


من و آرش واقعا خوشبختيم


نيوشا: هميشه معتقدم آدم يک‌بار زندگي مي‌کند چه لزومي دارد براي خوشايند ديگران به چيزي تظاهر کنم. من ازدواج نمي‌کردم مگر زماني که فردي را پيدا کنم که تمام معيارهايي که دوست دارم را داشته باشد. شغل و درآمد داشتم و زندگي‌ام را مي‌کردم و مي‌توانستم تنهايي زندگي را اداره کنم. اما وقتي با آرش آشنا شدم ديدم او يک همراه است.


با هم قدم برمي‌داريم، نه من سد راه او هستم نه او سد راه من. نه قرار است من بار مشکلاتم را روي دوش او بگذارم نه او روي دوش من. نه قرار است من سکوي پرواز او باشم نه او سکوي پرواز من، بنابراين در کنار هم قدم برمي‌داريم و زندگي ما مساوي است. اهدافي براي 10سال آينده داشته و زندگي پويا را دوست داريم. من پرتوقع هستم و به بعد از امروز فکر مي‌کنم.

در هر کاري موفق شدن سخت است


نيوشا: البته که آدم مضطرب مي‌شود اما زندگي را براي خودم زهر نمي‌کنم و از لحظه‌هايم لذت مي‌برم. يک کوهنورد هم در بين راه زمين مي‌خورد، شايد پايش پيچ بخورد، خسته و کلافه مي‌شود اما بازهم به راهش ادامه مي‌دهد. يک روزي با ‌آقاي مهدوي‌کيا با هم يک مصاحبه مشترک داشتيم؛ شما هم مي‌دانيد که نصف پسربچه‌ها دلشان مي‌خواهد فوتباليست شوند و دختربچه‌ها هم مي‌خواهند بازيگر شوند اما هيچ‌کس نمي‌داند که اين حرفه‌ها به همين راحتي به دست نمي‌آيد. همه همان 90دقيقه دويدن و همان چندساعت جلوي دوربين را مي‌بينند. آقاي مهدوي‌کيا مي‌گفت من آنقدر تمرين مي‌کردم و مي‌دويدم که از حال مي‌رفتم و نفس کشيدن برايم سخت مي‌شد. براي من خيلي جالب بود و که فوتباليست شدن اين همه سخت است. شايد آقاي مهدوي‌کيا هم نمي‌دانست که بازيگر شدن چقدر سخت است. حتي يک زندگي خوب داشتن هم سخت است


منبع: سايت کلوب

امتیاز دهی به مقاله




نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره گفتگوي خواندني با نيوشا ضيغمي و همسرش (2) نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: نيوشا ضيغمي ، زندگي خصوصي بازيگران ، بازيگري ، همسر نيوشا ضيغمي ، نيوشا ضيغمي و آرش پولادخان
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری