مسبی
داستان استجابت دعا

داستان استجابت دعا

ثبت: 1391/7/29   ویرایش: 1391/7/29
بازديد: 2,045
نویسنده: sima5862

روزي مردي خواب عجيبي ديد.

ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آنها نگاه مي کند.

هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند

و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند

باز مي کنند و آنها را داخل جعبه مي گذارند. مرد از فرشته اي پرسيد:

شما چکار مي کنيد؟ فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد

گفت: اينجا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم.

مرد کمي جلوتر رفت. باز تعدادي از فرشتگـــان را ديد که کاغذهـايي را داخل پاکت

مي گذارند و آن ها را توسط پيک هايي به زمين مي فرستند.

مرد پرسيد:



شماها چکار مي کنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت:

اينجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم.

مرد کمي جلوتر رفت و يک فرشته را ديد که بيکار نشسته است.

با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟

فرشته جواب داد: اينجا بخش تصديق جواب است.

مردمي که دعاهايشان مستجاب شده

بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار کمي جواب مي دهند.

مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط کافيست بگويند: خدايا شکر. . .


منبع: سايت راد اس ام اس

امتیاز دهی به مقاله




نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره داستان استجابت دعا نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: دعا ، استجابت دعا ، داستان پند اموز ، فرشتگان ، ملائک ، دعاها ، خداوند
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری