مسبی
گاف تصويري در کتاب ششم ابتدايي

گاف تصويري در کتاب ششم ابتدايي

ثبت: 1391/7/22   ویرایش: 1391/7/22
بازديد: 1,458
نویسنده: MOHAMMAD-AM

داستان «درياقلي سوراني» در حالي پس از سال‌ها تاخير از سال جديد تحصيلي وارد کتاب‌هاي درسي پايه ششم ابتدايي شد که در تصوير اين درس آبادان را شهري کوهستاني معرفي کرده که با واقعيت جغرافيايي اين شهر همخواني ندارد.

داستان «درياقلي سوراني» پس از سال‌ها تاخير از سال جديد تحصيلي وارد کتاب‌هاي درسي پايه ششم ابتدايي شد. داستاني که پايه ششمي‌ها در درس چهارده خود آن را خواهند خواند. شخصيتي که اگر چه در دهه 60 و بحبوحه جنگ افراد کمي از فداکاري وي اطلاع پيدا کردند اما با گذر زمان داستان فداکاري او زبان به زبان چرخيد و به يکي از اسطوره‌هاي دفاع مقدس تبديل شد.

وي جايگزين شخصيت‌هاي خيالي چون پطروس هلندي شد که سال‌ها در کتاب‌ها وجود داشت اما برخلاف عادت آمد و به گفته حبيب احمدزاده يکي از نويسندگان دفاع مقدس: «هنوز در کشور هلند هم کسي پطروس را نمي‌شناسد، ولي همه ما او را مي‌شناسيم؛ راستي چرا هيچ‌وقت از خودمان نپرسيديم چرا پطروس فداکار جاي انگشتش يک چوب در سوراخ سد نگذاشت؟»

درياقلي جواني از اهالي آبادان و شغل او اوراق ‌فروشي بود و در گوشه‌اي از «کوي ذوالفقاري» آبادان و در گورستاني از اتومبيل‌هاي فرسوده زندگي مي‌کرد.

در ماه‌هاي آغاز جنگ، آبادان در محاصره نيروهاي دشمن بود. انگار تقدير اين بود که درست در آن زمان که لشگري از تانک‌ها و سربازان عراقي غافلگيرانه از رودخانه بهمن‌شير گذشته و وارد آبادان شده بود، تنها درياقلي متوجه حضور آنان شود و در آن شب پاييزي آبان ماه 1359 روي زين دوچرخه قراضه‌اش بنشيند و تا نفس دارد رکاب بزند؛ از ميان چشمي دوربين‌هاي ديده‌بانان عراقي و قناسه به دست‌هاي ارتش عراق که تيرشان به خطا نمي‌رفت بگذرد و باز رکاب بزند تا اين خبر را به مدافعان شهر برساند.

رسيدن درياقلي همان و بنا شدن سد محکم نيروهاي ايراني برابر لشگر عراق همان؛ سدي از مقاومت که باعث شد دشمن به آن سوي بهمنشير رانده شود.

آنهايي که روزهاي آغازين جنگ ايران را تحليل مي‌کنند همه اعتراف مي‌کنند که اگر درياقلي جانش را پاي رکاب زدن مداوم از بهمنشير تا آبادان نگذاشته بود، آن لشگر عراقي شايد تا شيراز هم مي‌رسيد. مي‌دانند که اگر او نبود آبادان با تلفاتي سنگين سقوط مي‌کرد و باز پس گرفتنش نيازمند نبردهايي خونين‌تر و پرهزينه‌تر از فتح خرمشهر بود.

حالا بايد بگوييم درياقلي جان، ببخش که کمي دير شد و 32 سال بعد از آن که جانت را گذاشتي پاي رکاب، يادمان افتاد تو را اسطوره فداکاري کنيم، اما خب، مي‌شود بيايي براي ما جاي پطروس فداکار را پر کني!

تا به حال داستان‌هاي زيادي در مورد اين رويداد مهم تاريخي نوشته شده و چندين مستند و يک فيلم سينمايي هم از آن ساخته شده است. اما هنوز به رغم اين تلاش‌ها اين داستان وارد کتاب‌هاي درسي نشده بود.

به هرحال جدا از اين کار زيبا و ارزشمند وزارت آموزش و پرورش، متأسفانه گاف بزرگي در طراحي اين داستان در متن کتاب درسي رخ داده که در نوع خود جالب توجه است!

طراح محترم گويا فراموش کرده و يا کاملاً بي‌اطلاع بوده که آبادان فاقد هر نوع کوه و ارتفاعات قابل ذکري است و درياقلي را در ميان کوه‌ها به تصوير کشيده که در حال رکاب زدن است و تانک‌هاي دشمن در ذوالفقاري را نيز در ميان کوه‌هاي بلند نشان داده در حالي که ذوالفقاري "کوي" است به معناي محله و برزن و نه "کوه" ! و پوشش کنار رودخانه بهمنشير نيز نخلستان است...

البته اينگونه گاف‌ها بي سابقه نيست و سال گذشته نيز وزارت آموزش و پرورش کتاب درسي «جغرافياي استان‌ها» را چاپ کرده که در آن زندگينامه «ايرج افشار سيستاني» پژوهشگر که هنوز در قيد حيات است آمده، اما در اين کتاب اعلام شده که وي در سال 1389، فوت کرده است!

اميدواريم وزارت آموزش و پرورش در انتشار مطالب خود که به نوعي داراي تأثيرات ذهني زيادي بر نسل جديد کشور دارد دقت بيشتري بکند و همچنين زمينه اصلاح اشتباهات شايد سهواً را نيز در کمترين زمان ممکن فراهم کند.

داستان «درياقلي سوراني» در حالي پس از سال‌ها تاخير از سال جديد تحصيلي وارد کتاب‌هاي درسي پايه ششم ابتدايي شد که در تصوير اين درس آبادان را شهري کوهستاني معرفي کرده که با واقعيت جغرافيايي اين شهر همخواني ندارد.

داستان «درياقلي سوراني» پس از سال‌ها تاخير از سال جديد تحصيلي وارد کتاب‌هاي درسي پايه ششم ابتدايي شد. داستاني که پايه ششمي‌ها در درس چهارده خود آن را خواهند خواند. شخصيتي که اگر چه در دهه 60 و بحبوحه جنگ افراد کمي از فداکاري وي اطلاع پيدا کردند اما با گذر زمان داستان فداکاري او زبان به زبان چرخيد و به يکي از اسطوره‌هاي دفاع مقدس تبديل شد.

وي جايگزين شخصيت‌هاي خيالي چون پطروس هلندي شد که سال‌ها در کتاب‌ها وجود داشت اما برخلاف عادت آمد و به گفته حبيب احمدزاده يکي از نويسندگان دفاع مقدس: «هنوز در کشور هلند هم کسي پطروس را نمي‌شناسد، ولي همه ما او را مي‌شناسيم؛ راستي چرا هيچ‌وقت از خودمان نپرسيديم چرا پطروس فداکار جاي انگشتش يک چوب در سوراخ سد نگذاشت؟»



درياقلي جواني از اهالي آبادان و شغل او اوراق ‌فروشي بود و در گوشه‌اي از «کوي ذوالفقاري» آبادان و در گورستاني از اتومبيل‌هاي فرسوده زندگي مي‌کرد.

در ماه‌هاي آغاز جنگ، آبادان در محاصره نيروهاي دشمن بود. انگار تقدير اين بود که درست در آن زمان که لشگري از تانک‌ها و سربازان عراقي غافلگيرانه از رودخانه بهمن‌شير گذشته و وارد آبادان شده بود، تنها درياقلي متوجه حضور آنان شود و در آن شب پاييزي آبان ماه 1359 روي زين دوچرخه قراضه‌اش بنشيند و تا نفس دارد رکاب بزند؛ از ميان چشمي دوربين‌هاي ديده‌بانان عراقي و قناسه به دست‌هاي ارتش عراق که تيرشان به خطا نمي‌رفت بگذرد و باز رکاب بزند تا اين خبر را به مدافعان شهر برساند.

رسيدن درياقلي همان و بنا شدن سد محکم نيروهاي ايراني برابر لشگر عراق همان؛ سدي از مقاومت که باعث شد دشمن به آن سوي بهمنشير رانده شود.

آنهايي که روزهاي آغازين جنگ ايران را تحليل مي‌کنند همه اعت


منبع: http://www.parsclubs.com

امتیاز دهی به مقاله




نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره گاف تصويري در کتاب ششم ابتدايي نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: گاف ، تصويري ، کتاب ، ششم ابتدايي ، درس ، مدرسه
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری