مسبی
برگزاري نوروز در طول تاريخ

برگزاري نوروز در طول تاريخ

ثبت: 1391/7/21   ویرایش: 1391/7/21
بازديد: 2,346
نویسنده: sima5862

پيشينه:
منشأ و زمان پيدايش نوروز، به درستي معلوم نيست. در برخي از متن‌هاي کهن ايران ازجمله شاهنامه فردوسي و تاريخ طبري، جمشيد و در برخي ديگر از متن‌ها، کيومرث به‌عنوان پايه‌گذار نوروز معرفي شده‌است. پديد آوري نوروز در شاهنامه، بدين گونه روايت شده‌است که جمشيد در حال گذشتن از آذربايجان، دستور داد تا در آنجا براي او تختي بگذارند و خودش با تاجي زرين بر روي تخت نشست. با رسيدن نور خورشيد به تاج زرين او، جهان نوراني شد و مردم شادماني کردند و آن روز را روز نو ناميدند.
برخي از روايت‌هاي تاريخي، آغاز نوروز را به بابليان نسبت مي‌دهد. بر طبق اين روايت‌ها، رواج نوروز در ايران به538 سال قبل از ميلاد يعني زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمي‌گردد.همچنين در برخي از روايت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنيان‌گذار نوروز نام برده شده‌است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامي از نوروز برده نشده‌است.
نوروز در زمان سلسله هخامنشيان:
کوروش دوم بنيان‌گذار هخامنشيان، نوروز را در سال 538 قبل از ميلاد، جشن ملي اعلام کرد. وي در اين روز برنامه‌هايي براي ترفيع سربازان، پاکسازي مکان‌هاي همگاني و خانه‌هاي شخصي و بخشش محکومان اجرا مي‌نمود.اين آيين‌ها در زمان ديگر پادشاهان هخامنشي نيز برگزار مي‌شده‌است. در زمان داريوش يکم، مراسم نوروز در تخت جمشيد برگزار مي‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌هاي به‌جا مانده از دوران هخامنشيان، به‌طور مستقيم اشاره‌اي به برگزاري نوروز نشده‌است.اما بررسي‌ها بر روي اين سنگ‌نوشته‌ها نشان مي‌دهد که مردم در دوران هخامنشيان با جشن‌هاي نوروز آشنا بوده‌اند،و هخامنشيان نوروز را با شکوه و بزرگي جشن مي‌گرفته‌اند. شواهد نشان مي‌دهد داريوش اول هخامنشي، به مناسبت نوروز در سال 416 قبل از ميلاد سکه‌اي از جنس طلا ضرب نمود که در يک سوي آن سربازي در حال تيراندازي نشان داده شده‌است.
در دوران هخامنشي، جشن نوروز در بازه‌اي زماني ميان21 اسفند تا 19 ارديبهشت برگزار مي‌شده‌است.
نوروز در زمان اشکانيان و ساسانيان:
در زمان اشکانيان و ساسانيان نيز نوروز گرامي داشته مي‌شد. در اين دوران، جشن‌هاي متعددي در طول يک سال برگزار مي‌شد که مهمترين آنها نوروز و مهرگان بود. برگزاري جشن نوروز در دوران ساسانيان چند روز (دست کم شش روز) طول مي‌کشيد و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسيم مي‌شد. نوروز کوچک يا نوروز عامه به مدت پنج روز، از يکم تا پنجم فروردين گرامي داشته مي‌شد و روز ششم فروردين (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ يا نوروز خاصه برپا مي‌شد. در هر يک از روزهاي نوروز عامه، طبقه‌اي از طبقات مردم (دهقانان، روحانيان، سپاهيان، پيشه‌وران و اشراف) به ديدار شاه مي‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش مي‌داد و براي حل مشکلات آنها دستور صادر مي‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در اين روز، تنها نزديکان شاه به حضور وي مي‌آمدند.
شواهدي وجود دارد که در دوران ساساني سال‌هاي کبيسه رعايت نمي‌شده‌است. بنابراين نوروز هر چهار سال، يک روز از موعد اصلي خود (آغاز برج حمل) عقب مي‌ماند و درنتيجه زمان نوروز در اين دوران همواره ثابت نبود و در فصل‌هاي گوناگون سال جاري بود.
اردشير بابکان، بنيان گذار سلسله ساسانيان، در سال 230 ميلادي از دولت روم که از وي شکست خورده بود، خواست که نوروز را در اين کشور به رسميت بشناسند. اين درخواست مورد پذيرش سناي روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.
در دوران ساسانيان، 25 روز پيش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا مي‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبيا) را مي‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردين آنها را جمع نمي‌کردند. هر کدام از اين گياهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتري خواهد داد. در اين دوران همچنين متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به يکديگر آب بپاشند.از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمايند. همچنين از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عيدي متداول شد.
نوروز پس از اسلام:
از برگزاري آيين‌هاي نوروز در زمان امويان نشانه‌اي در دست نيست و در زمان عباسيان نيز به نظر مي‌رسد که خلفا گاهي براي پذيرش هداياي مردمي، از نوروز استقبال مي‌کرده‌اند. با روي کار آمدن سلسله‌هاي سامانيان و آل بويه، جشن نوروز با گستردگي بيشتري برگزار شد.
در دوران سلجوقيان، به دستور جلال‌الدين ملک‌شاه سلجوقي تعدادي از ستاره شناسان ايراني از جمله خيام براي بهترسازي گاهشمار ايراني گرد هم آمدند. اين گروه، نوروز را در يکم بهار (ورود آفتاب به برج حمل) قرار دادند و جايگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس اين گاهشمار که به تقويم جلالي معروف شد، براي ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که حدوداً هر چهار سال يک‌بار (گاهي هر پنج سال يک بار)، تعداد روزهاي سال را به‌جاي 365 روز برابر با 366 روز در نظر بگيرند. اين گاهشمار از سال 392 هجري آغاز شد.
نوروز در دوران صفويان نيز برگزار مي‌شد.
روز نوروز همان روزي است که خداوند در آن از بندگانش پيمان گرفت که او را پرستش کنند و هيچ چيزي را شريک او ندانند و اين که به پيامبران و اوليايش ايمان بياورند و آن نخستين روزي است که خورشيد در آن طلوع کرده، و بادهاي باردار کننده در آن وزيده‌است و گلها و شکوفه‌هاي زمين آفريده شده‌است. و آن روزيست که کشتي نوح(ع) به کوه جودي قرار گرفت. و آن روزي است که در آن قومي که از ترس مرگ از خانه‌هاي خود بيرون آمدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را بميراند و سپس آنها را در اين روز زنده کرد. و آن روزيست که جبرئيل بر پيامبر (ص) فرود آمد. و آن همان روزيست که ابراهيم(ع) بتهاي قوم خود را شکست. و آن همان روزيست که پيغمبر خدا، اميرالمومنين علي(ع) را بر دوش خود سوار کرد تا بتهاي قريش را از بالاي خانه خدا به پائين انداخت و آنها را خرد کرد...»




منبع:

امتیاز دهی به مقاله




برگزاري نوروز در طول تاريخ
برگزاري نوروز در طول تاريخ
نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

شما می توانید درباره برگزاري نوروز در طول تاريخ نظر دهید یا سوال بپرسید:

  کد امنیتی

کلمات کلیدی: نوروز ، عيد ، عيد باستان ، نوروز کهن ، عيد نوروز ، جشن ، درباره نوروز ، نوروز در طول تاريخ
اشتراک گذاری این مطلب در لینکدین   اشتراک گذاری این مطلب در فیس بوک   اشتراک گذاری این مطلب در تویتر   اشتراک گذاری این مطلب در کلوب   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل بوک مارک   اشتراک گذاری این مطلب در یاهو   اشتراک گذاری این مطلب در گوگل پلاس وان   ارسال این مطلب به ایمیل دوستان   محبوب کن - فیس نما
اشتراک گذاری