مسبی
شرح پیکسلی دربارۀ شعر و برخی از تغییرات شعری در دهه های اخیر 1

شرح پیکسلی دربارۀ شعر و برخی از تغییرات شعری در دهه های اخیر 1

ویرایش: 1395/10/10
نویسنده: naeemkhiz

یکی از دلایل اسم گذاری این می تواند باشد که ما با نام گذاریِ هر شیء و حالتی تکلیف خود را بصورت اولیه با آن مشخص کرده ایم و به ادامۀ راهمان پرداخته ایم؛ همیشه و همیشه برای تعریف شعر بحث ها و صحبت ها وجود داشته و هزاران تعریف برای شعر آورده شده. هنوز هم فکر نمیکنم بشود دقیق و در یک جمله گفت شعر چیست. و یا همینطور تعریف خود هنر. شاخه هایش، و خب صد البته بسیار چیزهای دیگر.

شعر، دنیایی پهناور و وسیع و حتی نامتناهی ست. من در یک شعرِ محکم، خلاق ... و کلا در یک شعر، بعنوان خواننده می توانم غوطه ور در عوالم شعر شَوَم و با سطر به سطر آن به سیر امواج و دریاها و دنیاها بپردازم: تصویر به تصویر، ایهام به ایهام، ایجاز به ایجاز، -تمام آرایه ها و تکنیک های آن-... و، صورتی که شاعر پیاده شان و یا درواقع سوارشان نموده سیر کنم. به قول "تری ایگلتون" تحلیلگر و زبانشناس، شعر جذاب ترین سبک های ادبیات به شمار می رود. زیرا میتوان چند دنیا و تصویر و معنا...ی گوناگون را در یک قطعه کنار هم آورد، طوری که تمامشان سطر به سطر با هم مرتبط و با حذف هرکدام، خلل در خط –پیرنگ- و فرم شعر بوجود بیاید. جالب و لازم است بدانیم در صدۀ اخیر، هرروز به اهمیت فرم در اثر هنری افزوده شده و به پَروبال و تحلیل های بیشتر و همه جانبه تر آن میافزاید.؛ فرمالیسم در نقد. در تولید اثر. در زندگی.؛
در سال 1920 "یاکوبسون" روسی بحث فرمالیسم در شعر و اثر را به صورت تثبیت شده و مانیفست -بیانیه-وار، به داخل جوامع ادبی، ادبیات، هنر، و نقد می آورد. به همراهی چندین تن دیگر از متفکران برجسته و نوآوران روس و چک ... . با نشر کتب و نوشتن در مجلاتی. و حضور در جریان ها و جوامع ادبی پیشرو.
؛

فرم در شعر بزبان ساده و کلی، سازماندهی منسجم و ارتباط تمام اجزاء شعری در یک شعر می باشد. مثال: تصویر کلیدهای کیبورد چرا در شعری که با تصویر مزرعه شروع شده است آورده شده؟ این سطر چرا اینجا قرار گرفته است؟... و در کل برای وجود هر کدام از قسمت ها و تغییرات شعری -نسبت به خود آن شعر- دلایل منطقی وجود داشته باشد. فرمِ جزئی: هرکدام از سطرها و تصویرها ... باهم در ارتباط. و فرم کلی: کل شعر یک ساختمان منسجم و یک کلّ مرتبط قرار گرفته باشد. مانند اعضای بدن انسان. و تکنیک های مختلفی برای ساخت فرم یک اثر وجود دارد. انتخاب عنوان. اپیزودیک و چندبخشی کردن اثر. نوع تقدیم کردن آن شعر به یک فرد یا افراد یا موقعیت تاریخی و ... . گاهی در شعرهای کلاسیک و قرن 6و7 شعرهایی میبینیم با فرم های بسیار خلاقانه و پخته و کارشده. که البته شاعران کلاسیک برجسته ی ما در هر قسمت از قسمتهای زندگی انسانی و شاعری بسیار خارق العاده بوده اند و هنوز هم جای صحبت ها دارند. توسط کاردانان قطعا. یکی از تغییرات ایجاد شده در شعر امروز نسبت به اشعار کلاسیک، بخش وزن شعر بوده. که در شعر کلاسیک تمام مصراع ها با هم برابر باید باشند و این یعنی اینکه دست نویسنده در تولید خیلی آثار و ساختهای کلمات و جمله کوتاه میباشد و خیلی جاها باید برای درست درآمدن وزن بیت شعر از ساختهای مکانیکی وار بهره برد. ولی آشنایی با دنیای شاعران و شعرهای کلاسیک کشورمان و غیره برای شاعر خوب و درستی بودن و همینطور آشنایی حتی نسبی با عروض و قافیه و قواعد شعری برای شاعر خوب و یا تاریخ داری بودن لازم میباشد.، میتواند باشد.، . . .  

در بحث فرمگرایی و جریانهای جدیدتر شعری؛. همانطور که هر طرح جدید تندروها و کندروهایی دارد (و با تجربه ها و البته علم به پیش می رود)، خیلی هنرمندان به آثاری از محتوا خالی متمایل شده اند و تنها به ساختمان و شکل و یا تنها به "زبان" اثر بهای کامل دادند. که آثار خیلی خوبی هم در این میان مسلما موجود. مثلا یک شعر تماما آوا و صداست. یا کلا بر مبنای بازی زبانی نوشته شده. یا نه فقط و تنها "بازی" زبانی، که به تقطیع و شکستن کلمات و جمله ها، به ریتم و موسیقی سطرها و کل اثر پرداخته شده. شعر "لوزی" از هوشنگ ایرانی، که کل شعر از لحاظ شکل ظاهری شبیه به یک لوزی بوده. . . ولی وقتی مثلا میگویم فقط بزبان اثر پردخته اند، منظورم این نمیباشد که این عمل کار اصلا کمی بوده یا هر تعریف منفی ای از جانب بنده که خود در مطالعه ادبیات هنوز راه ها و چاه های زیادی را باید بپیمایم. ایگلتون خود گفته است یا از زبان سوسور که یک زبانشناس دیگر است میگوید: وسیله ی ارتباط ما با دنیا زبان میباشد. به وسیله ی زبان است که ما با اطرافمان ارتباط برقرار مینماییم، به هرچیز معنا میدهیم یا معنای هرچیز را پیدا میکنیم. حتی افکار ما در چارچوب زبان است که ساخته می شوند... عنوان زبانیت در شعر، و خیلی از اصلی ترین تئوری های این حرکت، و بسیاری از فعالیت های طلایی در این زمینه، توسط دکتر رضا براهنی پرداخته شده میباشد. که البته شاعران و نظریه پردازان بسیاری در پیشبرد این جریان و جریانهای پیشرو دیگر شعری در دهه های اخیر ادبیات حضور دارند. مرتبط با جریان "شعر زبان" یا در جریان های دیگر شعری و ادبی.، . . .

نزدیکترین سبک به شعر، در نوشتن، داستان کوتاه است.، که جزو سخت ترین شیوه های نوشتن هم به حساب می آیند. در کشورمان نویسندگان داستان کوتاه قدرتمند و بسیار بسیار خوبی داریم. اعم از خاموش ها و حاضرین در عرصه که باز هم بدلیل کم لطفی خواننده و پس یعنی پس از آن انتشارات ها آنقدر که باید خوانده و شناخته نشده اند. و یکی از بهترین حامیان داستان نویسان "بنیاد گلشیری" میباشد که بدست جناب "هوشنگ گلشیری" نویسنده ی بزرگ کشورمان که متاسفانه درگذشته اند تأسیس گردیده. و هرساله جوایزی تحت عنوان بهترین مجموعه داستان به نویسنده آن اهدا میگردد. و همینطور هرساله چاپ گلچینی از داستانهای برجستۀ چند نویسنده را نیز فعالیت شان در بر میگیرد. یکی از بهترین داستان کوتاه های ایران و حتی دنیا که جایزه ی گلشیری را نیز برده است را نام ببرم : برف و سمفونی ابری، نوشته پیمان اسماعیلی. ....

بگذارید یکی از گفته های ریچارد براتیگان را برایتان نقل کنم: می گوید ابتدا خواستم شعر بنویسم. نتوانستم. داستان کوتاه نوشتم. در نیامد. این شد که رمان نوشتم. که البته ایشان از هر سه شان آثار چاپ شده دارند. "هایکو"ی ژاپنی –شعرهای سه،چهار سطری که هجاهایش هم شمارش می شود- یکی از جریان های شعری موجود میباشد. در بین داستانهای خیلی کوتاه هم میتوان به داستانهای خیلی خیلی کوتاهِ فرانتس کافکا اشاره نمود.

برای طولانی نشدن مطلب به چند نکته جالب توجه مپردازیم..

*در نقد جدید از 1920 به هرچه اینطرف تر، این بحث وجود داشته که، اثر ادبی یک معادله نیست که انسان بداند با چه چیزی طرف میباشد وقتی به مطالعۀ یک شعر بپردازد. و حتی وقتی به نوشتن آن.. و این جملۀ معروف هست که همانقدر که شاعر شعر را مینویسد، شعر نیز شاعر را نوشته. یعنی اینکه من نمیدانم در شروع اثر مدرن و پست مدرن، پایان کار چیست. چه فراز و فرودهایی قرار است بوجود بیاید. و باز هم یعنی هر سطر، هر کدام از شخصیت ها و همه چیزهایی که در شعر می آیند و حاضر می شوند خود، موجب آفرینش ادامۀ خودشان می شوند. همینطور اصالت و ناب بودن اثر منوط به این می شود که  کیست آنکه بنوشتن آن سطرها پرداخته و هرکدام از ادامه ها را چگونه به پیش برده است. -البته قطعا همیشه چیزی بعنوان طرح و ایده ی اولیه برای ساخت اثر موجود.

*خواننده، نویسندۀ بعدی اثر است: قراردادی برای دریافت مفهوم و کلا دریافت اثر به این شکل که هرآنچه شاعر در نظر داشته همان است که خواننده دریافت خواهد نمود وجود ندارد. -هرچند خواندن خودش میتواند یک حرفه و توانایی به خصوص محسوب شود: وقتی که نقد وجود دارد یعنی هنر خواندن هم وجود دارد و غیره- .
 پیش فرض های آدمی از هرچیزِ کوچک و درشتی، همیشه در ساختن معنا و دریافت اثر توسط خواننده، تأثیر و حضور دارند. و اصلا خواننده با مطالعه هر اثر جدید، یکبار دیگر و در جای دیگر به نوشتن دیگری از خود پرداخته. جایی یا بخشی از خود را. مینویسد. سیر مینماید. که البته روش های خواندن بسیاری وجود دارد و انسان های بسیاری که از آن روش ها طی طریق مینمایند یا آن روش ها را میسازند. و یکی از مهمترینشان را گفته باشم اینکه، برای برخورد حرفه ای با هر اثر و نقد آن باید هرگونه پیش فرضی را به کناری نهاده و هرچه که در اثر آمده است را با توجه به خود همان اثر جهت مهک زدن قرار دهیم... -در قسمت بعدی این مقاله بیشتر به سرایندگان شعر نو، از نیما و بعد از آن.، و مجله های ادبی ... خواهم پرداخت.-

...


دوستان، خوانندگان محترم :  تمام اینها میشود گفت تعدادی از تیتر -سرمطلب-های حاضر در تاریخ تولید هنر و آثار هنری و ادبیات، و شروح کاملا جزئی: که آموخته های بنده در کتب و کارگاه ها(کارگاه که نه، رفقایی که اساتید) و اینها بوده.

 و به طور کلی منابع اصلی و تأثیرگذار این گفته ها را ذکر کنم :

ساختار و تأویل متن اثر بابک احمدی. (بخش مربوط به فرم)

نظریۀ ادبی : تری ایگلتون

خطاب به پروانه ها (و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم) : رضا براهنی

آثار یدالله رؤیایی ...

... با تشکر .

 شعر :

" مَطلَع "

می رود آهو . . .

و می روی ،

که

نفخه ای : طولانی _

پس،

درین مُشت علف ،

رَبّ الفَلَق.

می روی ای آهو . آه!

می رود آهوی هو . . .

و هوی آهوست _ چنان

                        که منظره ی سرخ گوییا

                                  بدان میاندیشد.          "بیژن الهی"



منبع: http://
امتیاز دهی به مقاله




نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 

ثبت نظر:

شما می توانید درباره شرح پیکسلی دربارۀ شعر و برخی از تغییرات شعری در دهه های اخیر 1 نظر دهید یا سوال بپرسید:

نام و نام خانوادگی:

 

کلمات کلیدی: دربارۀ شعر ، خواننده نویسندۀ بعدی ست ، ارتباط خواننده و نویسنده ، ساخت اثر ، آفرینش اثر